وضعیت مسیرگردشگری مایه  شرمساری

اگر برجام نداشتیم دقیقا چه داشتیم؟

یادداشتی در باب مشکلات اخیر معیشتی مردم و پیامدهای آن

فتحی” طولانی مدت و چالش برانگیز

تله سیژ شابیل بودن یا نبودن ؟!!

حل مشکلات مردم مستلزم پیوند نهادهای انتخابی ،نهادهای مجلس – شورا

حقوق بشر و بشرهایی که بشرترند

«احساس حقارت می کنیم!»

آزمون بزرگ پیش روی شورای شهر جدید

کابینه جدید و مشکلات مردم

فولاد سبلان و سکوت مسئولان

« دالغا ، دالغا اُوخ » مرثیه ناز بالا ، آتنا اصلانی اوچون

کد خبر: 26705 | تاریخ انتشار: ۹:۳۹:۰۲ - سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶ | ۱ نظر | |

یحیی حمیدزاده

« دو کلمه حرف حساب »

یکی رو داریم که خیلی حرفا شرش میشه ، یعنی تو این وانفسای زمانه ، اینجور آدما نوبرن ، و بقول بزرگا از در که بیرونشون میکنی ، یهویی با ترفندهای جدیدی که داره ، از پنجره تشریف فرماست ، تازه گیا به این نتیجه رسیدم که نه بابا ، اینجور افراد هم ، واسه خودشون تزهای جالبی دارن و باید از فکرِ بکرِ و افاضات این حضرات کمال استفاده را بایست بنماییم.

این هم خودش عالمی دارد ، مردان همه فن حریفن ، آچار فرانسه بدون وابستگی و حمایت از تولیدات داخلی!؟ بارانداز ، سالتو بارانداز ، پیچک و پیچپیچک ، یه خم دوخم و وارو و …….. تا دلت بخواد. آخه نه اینکه جامعه ما جامعه ای آغشته به درد مهلک سیاست و سیاست بازی هست ، و حداقل همگان خود را ، یه پا مرد سیاست میدونن ، واسه همین باید بهشون میدون داد ، تا حرفشان را بزنند. مگر نه اینکه ما ادعای دمکراسی داریم و مردم سالار هستیم اما دینش به کنار!؟ آقایون بسته به جناح و حزب شدن و چرخ فلک میگردونن هر کجا منافعشون ایجاب کرد ، همون جا محل اطراقشون هست ، ولو به اندازه روزی و نصف روزی .

 اما ملت بیچاره این وسط چکاره ان؟ خودشون میبرن و خودشونم میدوزن ، انگار نه انگار که این مملکت صاحاب داره ، قانون درش وضع شده ، هر کسی رو هم که خواستن عینهو قضیه سلطان و شبان ، عقاب خوشبختی را بر دوشش میندازند و الا بلّا که شما غلام حلقه بگوش ما شدین و بایست جامه ی فاخر ریاست بر تنت برازنده باد!

آخه مرد مؤمن ، این کجاش لیاقت داره هان! :لیاقت داره صدتا هم روش چرا؟ چون حرف شنوی داره ، هر امری هم داشتیم ، میگه: سمعا و طاعتا! همون دیگه ، همون مثل معروف بزبان ترکی دیگه ، ترشی که نیس!

   میلّت بئله تاراج اُلور اُولسون ، نه ایشیم وار               دوشمنلره محتاج اُولور اُولسون ، نه ایشیم وار

 آقای محترم! اینجا ایرانه شاید خیال میکنی لس آنجلسی ، بر پدر لس آنجلس با این همه تخریبهای ضد فرهنگی و ضد دینی صد رحمت. اینهمه جناح حزب و گروه و دسته و انجمن و تشکل و ……… با هر ایدئولوژی و اعتقاد ، که وقتی هم باهاشون رودرو میشی ، زبونشون بنده برای بندگان خدا! میخوان نان بخورن ، دیگه بیکارا بیکارتر! خودشونم که نگو.

همون مَرده ، که شوربختانه برایش هزار عتاب و توپ تشر روزانه در میکنن میگه: آخه چه اشکالی داره بابام جان ، دو دوتا چهار هان بیا! ( انگشتشو عین سیخ کم مانده بود بچشام فرو کنه لامصّب ) ، میگه جناح جناحه ، مناح سرم نمیشه ، اما میدونم که توی این مُلک خداوند که ببرکت فعالیت بی وقفه مسئولین دلسوزش داره به روستا شهری متراکم بدبختِ زمین گیر تبدیل میشه ، که البته ظرف یکی دو سال آینده هم محقّق خواهند فرمود ، که همه جاش از آسفالتش گرفته تا بیخ گوش مورچه های ساکن در آبادی ، ببینید در شرف تخریب هست و قص علیهذا……..

 نمیشه این جناح و حزب ، تو میدون نیان ، ما کارمونو انجام بدیم ، آخه ما رو با سیاست چکار اون مردای خودشو داره کارشونو دارن انجام میدن ، تویی که اینجا نشسته ای و نون جناح میخوری ، از جان مردم چی میخوای هان! آخه مگه باید بریم عضو بشیم و بیام استخدام؟ بعد رئیس بشیم و توی انتخابات جناحمون پیروز بشه و بعد بشیم کارگر و کارمند و مدیر و مسئول؟ ای بخشگی شانس ، که کرّه ما از بچگی دم نداشت.

بزارین شایستگان قوم بیان جلو ، بزارین متخصصین امر حرف بزنن ، استغفرا…. ایشون مورد قبول من نیست بره کنار ، اون یکی ازش خوشم نمییاد ، اونی که میبینی زمانیکه تو خیابون راه میرفتم فلان وقت بهم چَپَکی نگاه کرده ، بابام جان خطّش با ما نمیخونه ، چرا قبول نمیکنی ، خوبه که خوبه ، میاد فردا واسه مون دهن کجی میکنه واا! اونو نه ، موی دماغ میشه هی هی هی…… با هزاران لطایف الحیل ، فقط توجیه ، آخرشم که هیچ. کارشونم میکنن صد من روغن هم روش. وقتی هم که میگی چکار کردین برامون ، مث ترقه به آدم میپرن و بیلبورد و اعلامیه و اطلاعیه و فضاهای مجازی که چی بگم ، بازارشون گرمه ، اما تنها چیزی که تو این میون تشریف نداره ، بقول آن پیر مراد ، رضایت ولی نعمتان واقعی هست و بس. وای دَدَم وای……..

         از دشمنان برند شکایت به دوستان                          چون دوست دشمن است ، شکایت کجا بریم

 هان… این میشه دیگه نتیجه اش ، همینی که میبینیم « خرآبادی » اینم لفظ مصطلحیست که شاید در همین نزدیکی ها ، از سوی فرهنگستان علوم وارد کتب لغت شود و ثبتش مایه فخر!؟ حالا بیا بگو جناح نان نداره ، چی نداره مرد مؤمن! داره صد تا هم روش ، اما واسه عده ای قلیلِ نور چشما و معلوم هم نیست سرنوشت مردم را بکجا رهنمون میفرمایند. اما آنچه که مسلّم و مشخص هست با این چیزا، فاطیا تومان اُولماز بالام جان ، میبخشین اگه مَثلِش یه جوریه.

تا زمانیکه در بوق کرنای خود می دمیم ، مردم حواسشون جَمعِه ، امروز خدا ، فردایی هم داره ، اما آنانی که شما را فرستادند مسند قدرت ، حیاشون ته کشیده ، تکرار اشتباه و اشتباه و اشتباه با …………. بگذریم. خودمان کردیم که لعنت بر خودمان باد و این چرخه فعلا ادامه دارد تا………… حیف و صد حیف بر……. تو خود حدیث مفصّل بخوان ازین مجمل.

                         هم قصه یِ نانوشته خوانی            هم نامه ی نانوشته دانی

                                                                                      یحیی حمیدزاده خیاوی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ ديدگاه مطلب براي " « دو کلمه حرف حساب » " ارسال شده است.

  1. ضربعلی گفت:

    جانا حاج آقای گل سخن از زبان ما میگویی ، اما کو گوش شنوا ، و با این مردمی که ما داریم.

ارسال نظر

نظراتی که حاوی توهین و تضییع حق بوده یا ضعیف و دارای بار حقوقی باشد، تائید نخواهند شد


آخرین اخبار