گردشگری مشکین شهر باید ها و نبایدها

تعرفه گاز در مشگین‌شهر باید تغییر یابد

هتل‌ ساوالان مشگین‌شهر در اختیار افراد بی‌سرپناه قرار گرفت

مشگین شهر قهرمان مسابقات مینی‌فوتبال جام پرچم آقایان استان اردبیل شد

بلاتکلیفی ۶ ساله استخر مشگین شهر قابل قبول نیست

ساماندهی سد اینچه‌نو مشگین‌شهر نیازمند ۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار است

رهاسازی ۲ بهله عقاب طلایی در مشگین‌شهر

مشگین شهر قهرمان مسابقات لیگ برتر والیبال بانوان اردبیل شد

ارشق را باید منطقه آزاد اعلام کرد

ساخت بیمارستان جدید مشگین‌شهر از سرگرفته شد

برترین‌های جشنواره تئاتر منطقه‌ای مشگین‌شهر معرفی شدند

آگهی مناقصه شرکت غله وخدمات بازرگانی شهرستان مشگین شهر

کد خبر: 1053 | تاریخ انتشار: 13:17:43 - پنج‌شنبه 1 آبان 1393 | 10 نظر | |

روزنامه کیهان به قلم مشگینی::

عبور روحانی از گردنه رکود به گواهی مرکز آماردولت !

ایلقار نیوز: ضرب‌المثلی است که می‌گوید، حکیمی وارد مغازه لبنیاتی شد و مقداری پنیر و کره و ماست و سرشیر و دوغ و کشک سفارش داد و منتظر شد و بعد از دقایقی درنگ فروشنده 85934445839339645043کوزه‌ای پر از شیر (که آن هم معلوم نبود خالص است یا ناخالص) دست حکیم داد و پول آن را طلب نمود، حکیم با تعجب کوزه را برگرداند و گفت: من که شیر نخواستم شاید مرا با مشتری دیگری اشتباه گرفتید، مغازه‌دار با لحنی تمسخر‌آمیز به حکیم گفت: نه خیر اتفاقا همه آنچه که تو سفارش دادی در دل شیر داخل همین کوزه است! حکیم که از رفتار مغازه‌دار متعجب شده بود کمی فکر کرد و سپس کوزه را گرفت و بار اسبش کرد ولی به جای سکه نعل اسب کهنه‌ای را به فروشنده داد و گفت: فی‌امان‌الله، خدا به معامله‌مان خیر عطا فرماید و به قصد رفتن حرکت کرد، مغازه‌دار که به جای سکه و درهم، نعل اسب کهنه در دستش گذاشته شده بود به دنبال اسب حکیم راه‌ افتاد و گفت: ای مرد شما به جای سکه و درهم به من نعل اسب دادید، حکیم درنگی کرده و گفت: ای مرد مگر نمی‌دانی که سکه و درهم را از آهن درست می‌کنند و آن نعل که در مقابل شیر به تو دادم از برای آن است که سکه و درهم معادل قیمت شیر را از آن استخراج کن و مابقی را هم بعدا حساب می‌کنیم…!
در ایام گذشته درباره اقتصاد کشور اخبار و آمار و ارقامی به نقل از برخی دولتمردان محترم مطرح شد که از یک طرف با واقعیت‌های ملموس اقتصادی کشور ناهمخوانی داشته و به همین دلیل توده مردم مجاب نشدند و هم از طرف دیگر به راحتی برای نخبگان و دانش‌آموختگان علم اقتصاد کشور قابل پذیرش و هضم و تحلیل نبود.
آقای رئیس‌جمهور در دیدار با مردم مشهد با حرارت خاصی خبر داد که اقتصاد کشور از رکود خارج شده و حتی این دستاورد را به ملت ایران تبریک گفت. البته بعد از انتشار این خبر قابل پیش‌بینی بود که برخی از نهادهای دولتی متولی ارزیابی شاخص‌های اقتصادی و آمار مانند بانک مرکزی و مرکز  آمار ایران نیز اطلاعات کمی و ارقامی را برای اثبات و جامعه‌پذیری خبر «خروج از رکود اقتصادی» ارائه نمایند که نهایتا هم همین اتفاق افتاد، یعنی بانک مرکزی خبر داد که نرخ رشد اقتصادی به مثبت 6/4 رسیده است و مرکز آمار نیز خبر داد که نرخ بیکاری یک رقمی شده و به عدد 9/5 رسیده است!
اما بلافاصله بعد از انتشار این خبر و آمار و ارقام، صدای اعتراض برخی از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی آگاه به مسائل اقتصادی شروع شد، به طور مثال رئیس‌ کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اعلام کرد که تحقق این میزان رشد اقتصادی غیرممکن است، درست سه روز پس از اظهارات آقای روحانی در مشهد، آقای هاشمی رفسنجانی علنا اعلام کردند که بیکاری و رکود مشکل اصلی کشور است که در تاریخ 21 شهریورماه حتی تیتر روزنامه‌های همسوی دولت شد و آقای ربیعی وزیر کار و تعاون از وضعیت بغرنج اشتغال و بیکاری در کشور سخن گفت.
یا آقای سبز علیزاده رئیس شورای سیاستگذاری اقتصاد مقاومتی و بخش خصوصی که خود را از رای‌دهندگان به آقای روحانی و دوست او معرفی کرده در واکنش به سخنان روحانی «مبنی بر عبور از رکود» تاکید می‌کند، اوضاع اقتصادی کشور و معیشتی امروز مردم آن چیزی نیست که دنبالش بودیم… اینکه فقط با کلمات و سخنان خشک و خالی بخواهیم اوضاع را باب دل و خوب نشان دهیم کار قابل دفاعی نیست! رئیس مرکز تجارت جهانی ایران با تاکید بر سؤال‌برانگیز بودن همین سخن رئیس‌جمهور، می‌گوید: از آقای روحانی درخواست می‌کنم تا اجازه دهند به جای خودشان، ما از دولت تعریف و تمجید کنیم زیرا به طور قطع تأثیرش بیشتر خواهد بود!
نگارنده هفته پیش طی یادداشتی با عنوان «راه دولت، تاریک یا روشن» متذکر شد که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود، چرا که دولت محترم اخیرا لایحه خروج از رکود اقتصادی را تهیه و برای بررسی و تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال نموده است و همزمان از رسانه‌ها و صاحب‌نظران نظرخواهی کرده است، از طرف دیگر در منطق اقتصادی هر ستانده و دستاورد،  نتیجه و معلول فرایندی است که شامل مطالعه و برنامه‌ریزی و تدوین لایحه و مثبت یا منفی، تصویب و اجرای دقیق توام با نظارت سیستمی و اصلاح مستمر خطاها می‌شود که اولین لازمه آن زمان است.
با وجود آنکه برخی از کارشناسان عقیده دارند که مفروضات همین لایحه هم غیرواقعی است و با نگرش لغو تحریم‌ها تهیه شده است اما تصویب و اجرای چنین طرحی نیز از بی‌برنامگی بهتر است و قطعا می‌تواند دستاوردهایی داشته باشد و بدیهی است که صرف داشتن فکر و تز و تئوری‌های کارآمد و حتی تهیه لایحه و برنامه ولو کارآمد، بدون اینکه به ساحت اجرا و عمل بیاید به نتیجه نمی‌رسد و مصداق ضرب‌المثلی می‌شود که درصدر این یادداشت تقدیم شد، تز و فکر اصلاحی منهای عمل برای مردم نان و آب نمی‌شود و به صرف تهیه یک پیش‌نویس لایحه، اقتصاد از رکود خارج نمی‌شود کما اینکه شیر جایگزین کره و پنیر در تمثیل فوق نمی‌شود، لذا وقتی در جامعه نخبگان و بدنه اجتماعی کشور سؤال ایجاد می‌شود که مگر چه اتفاقی در عرصه اقتصاد افتاده و کدام برنامه اجرا شده و چه تلاشهایی صورت گرفته که اقتصاد از شرایط رکود خارج شده و نرخ بیکاری یک رقمی شده است، نباید پاسخ داد؟
وقتی یک کارشناس اقتصادی بعد از بررسی‌های علمی و واقع‌بینانه به این نتیجه می‌رسد که متولیان دولتی آمار کشور، در تدارک استدلال و منطق اقتصادی برای پذیرش سخن رئیس‌جمهور «مبنی بر خروج از رکود» که یکی از شاخص‌های آن ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری است با دستکاری و تغییر مولفه‌های فرمول محاسبه، رقم نرخ بیکاری را «نه با ایجاد فرصت اشتغال» بلکه با تغییر مبناهای فرمول کاهش می‌دهند، سر چه کسانی کلاه می‌رود؟ و چه کسانی متضرر می‌شوند؟ آیا غیر از این است که با پیروی از منطق «باش ولی نبینمت» و پاک کردن صورت مسئله مشکل کشور حل نمی‌شود؟
شاخص نرخ بیکاری «از تقسیم رقم تعداد بیکاران کشور بر رقم تعداد جمعیت فعال (بیکار و فعال) ضرب در صد» حاصل می‌شود کافی است که متولیان نهادهای آمار دولتی با ارائه تعریف جمعیت فعال یا بیکار که در حوزه اختیار خودشان است، رقم صورت و مخرج کسر در فرمول را کم و زیاد کنند! خوب بدیهی است که شاخص نرخ بیکاری کم و زیاد می‌شود بدون اینکه حتی یک فرصت اشتغال در کشور ایجاد شود، دقیقا همان کاری که ظاهرا مسئولان محترم زحمت آن را متقبل شده‌اند!
یا در بدنه اجتماعی کشور وقتی کسی در خانواده خود و ده تا خانواده فامیل خود روی هم رفته ده نفر بیکار بشناسد و در یک سال گذشته یک نفر از آن ده‌ نفر شانس پیدا کردن کار نداشته باشد چنین شخصی با شنیدن خبر یک رقمی شدن بیکاری و حتی با شنیدن صفر شدن نرخ بیکاری چه حس و حال یا قضاوت و باوری پیدا می‌کند؟
خود آقای دکتر روحانی در زمان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری می‌گفتند: «بهترین وسیله اندازه‌گیری نرخ تورم جیب مردم است» آیا به این زودی مبانی ارزیابی شاخص‌ها و رفتار اقتصادی مردم در اندیشه مسئولان محترم دولت از جمله رئیس‌جمهور محترم این قدر دستخوش تغییر و تحول شد؟

انتهای پیام/ روزنامه کیهان

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


10 ديدگاه مطلب براي " عبور روحانی از گردنه رکود به گواهی مرکز آماردولت ! " ارسال شده است.

  1. کمانچه گفت:

    حاضرم بخاطرتمام اشتباهات دولتی که شماازش متولد شدیدبه گروه داعش بپیوندم.آقای مزرعه خلفی مشکینی مجبوری درباره ی موضوعی که درتخصصت نیست اظهار نظر کنی.توصیه من وجدی بگیر بجای این همه اظهارنظر درسایت های محلی بروتهران التماس کن تا تولیست تهران قرارت بدن شایدعطش جاه طلبیت فروکش کنه.

    • س-ز گفت:

      سر دبیر محترم ایلقار نیوز
      سلام
      از حسن نظر شما در عرصه اطلاع رسانی تشکر می کنم اگر کامنت بنده مصداق توهین و تضییع حقوق کسی باشد پیشتهاد می کنم تاییدش نکنید .
      ضمن احترام به عقیده این کاربر محترمتان که با اسم مستعار کمانچه مطلب نوشته اند باید عرض کنم که ابا نداشتن از هر نوع گناه و جنایت بارزترین ویژگی تفکر داعش است ، بنده هم به بخشی از عملکرد دولت ها از جمله دولت آقای دکتر احمدی نژاد انتقاداتی دارم و اگر مستنداتی داشته باشم می نویسم و منتشرش می کنم ، ولی وقتی کسی حاضر می شود به خاطر کینه ای که از کسی یا عملکرد دولتی دارد به گروه داعش بپیوندد بدیهی است که برای ضربه زدن به طرف ( ولو همسایه و فامیل و همشهری اش باشد ) هم از هیچ جنایت و گناهی اجتناب نخواهد کرد این یعنی بیماری افراطگرایی ! متاسفانه دوسال پیش شما دیدید که به برخی نامزدهای مجلس در همین مشگین شهرمان چه اتهامات و وصله های ناچسبی که نزدند ! خوب ریشه اش در دلهای آکنده از کینه و افراط گرایی و جاه طلبی است ، انشاالله که این کاربرمحترمتان در شرایط عصبانیت آن کامنت را نوشتند ولی نوشتن یا تایید و انتشار این کامنت ها عملا تفکر داعشی ترویج می کند که دور از ساحت و اعتبار سایت وزین ایلقار نیوز است .
      با تشکر
      س – ز

  2. محمد گفت:

    کمانمچه جان باید بگم اتفاقا در تخصص ایشونه چون دولت احمدی نژاد و خوب می شناسند و در این دولت هم می توانند با مقایسه انصاف دار تحلیل کنند . امیدوارم با شناختی که از دکتر عباس داریم واقع بینانه و بدور از غرض مسائل ساسی رو تحلیل کنند

  3. اقایی گفت:

    جناب اقای کمانچه بعرض برسانم کسانی رو در انتقاد قرار میدهید که خودش سیاست مدار هستند و فکر نمیکنم کمانچه فکر و افکارتون به اونجا برسد.شما هنوز هویت خود رو بروز نمیدهید.از امثال عباسزاده در ایران کم نیستند و بنده نیز به وجود چنین شخصیتتهایی افتخار میکنم

  4. رحیمی گفت:

    اتفاقعا در تخصص ایشان هست اقای توپانچه

  5. اصغری گفت:

    اقای توپانچه ایشان فرزند سبلان هست.و ایشان که تخصص دارند در شهرتون بی نظیر هست .و افراد مثل مغز پوچ نمیداند چی بگویند.فکر کنم سواد هم نداشته باشید اگه داشتین ایشان رو در کشور جستجو میکردین و از بیو گرافی ایشان متوجه میشدن.ادب حکم میکند ببین چی نوشتین و با چه وازه ای بکار بردن.خودتو اصلاح کن و برای شما ارزوی شفایت میکنم

  6. متین گفت:

    بدبخت این کمانچه ازحسادت همه ی سیمهایش منفجر شده برای همین هست که زوزه میکشد.وآنقدر چشمهایش ازکینه وحسدآکنده هست که عنوان کیهان رادرپایین صفحه ندیدند فکرکردند البته اگه فکری داشته باشندبا روزنامه محلی مصاحبه کردند.

    • پژوهی گفت:

      متین جان نامت زیباست ولی کلامت با کلام کمانچه هیچ تفاوتی ندارد.بیاییم با کلمات متین و زیبا پاسخ دهیم تا شاید فرد مخاطب به اشتباه خود متوجه و تغییر رویه دهد.قبلاً از شما سرور عزیز عذرخواهی مینمایم. موفق و سرفراز باشید

  7. متین گفت:

    پژوهی عزیز درست میفرمایید .بعضی وقتها حرفهای ناثواب وناحق آدم راازکوره به درمیبرد.

    • م- لطفی گفت:

      وقتی به قصد دفاع از اندیشمند وزینی وارد میدان می شوید وزین باشید چون دفاع بد از هر کسی موثرترین عامل تخریب همان کس می شود. خدا همه ما را هدایت کند انشاالله
      با تشکر

ارسال نظر

نظراتی که حاوی توهین و تضییع حق بوده یا ضعیف و دارای بار حقوقی باشد، تائید نخواهند شد


آخرین اخبار