گردشگری مشکین شهر باید ها و نبایدها

پیله های پرواز ، نسلی که پوست انداخت

عاشقانه ای برای پاییز

عشق و مصائب خبرنگاری

💥سهم مشکین شهر از استخدام دستگاه های اجرایی

منافع شخصی فراتر از منافع شهرستان !!

گردشگری بدون مدیریت گردشگری

راه عاشقی در وادی گمنامی

ضرورتهای گردشگری مشکین شهر

بحران کم آبی  و  معجزه آبخیزدار  و آبخوانداری

اینجا مشکین شهر است…

مدیریت خسته و واحدهای تولیدی بسته

کد خبر: 7481 | تاریخ انتشار: 8:40:19 - پنج‌شنبه 17 اردیبهشت 1394 | بدون نظر | |

یاداشت کاربران

قصه ناتمام مغان

ایلقار نیوز : یادم است زمانی که کودک بودم یکی از فامیلهای نزدیکمان که آقاوردی نام داشت باخانواده شان به خانه ما می آمدند وقصه های شبانه شیرینی میگفتند درحساسترین زمان داستان را نیمه تمام میگذاشتند و بقیه داستان را برای فردا شب وعده میدادند و ما با صداقت تمام به وعده ایشان دل خوش میکردیم و منتظر فردا میماندیم تا داستان به اتمام رسد .
اکنون که سالها از آن زمان میگذرد و آن خدا بیامرز از بین ما رفته و به دیار باقی سفر کرده دیگر داستانهای شیرینی از شهرمان به گوش نمیرسد دیگر از شیرینی قصه ها خبری نیست بلکه به تلخی زهر میماند قصه شهر ما سر دراز دارد اما گوش شنوایی برای شنیدنش وجود ندارد قصه شهر من از ندانم کاری ها از بی تدبیری ها از تبدیل شدن انسانهای بی مسئولیت به مسئولیت های چشمگیر از کارنامه های رفوزه شده که اکنون با افتخار آنرا قاب کرده و در سردر ادارات می نهند از ناله های شبانه مظلومان از فقر امید می نالیم از فرق بی امان گله داریم از دستهای پینه بسته ی همشهریم می نالم که از روی ندارمهای زمان سیلی شده به سوی فرزندش از قهر زمانه گلویم بسته شده .
چرا با احساسات مردم شهر من بازی می شود این بار روی سخنم مردم شهر خودم می باشد نه خیال کاندید شدن دارم نه از کاندیدی حمایت می کنم نه از کسی میز ریاست می خواهم فقط حرف دلم را می زنم و بس.
مادر این چند سال اخیر با کوله باری از وعده و وعیدهای پوچ مواجه شدیم چند سال پیش تمام کاندیدهای انتخاباتی  با شعارهای آنچنانی  با  وعده بهشت کردن مغان به صحنه انتخابات آمدند ولی ما مردم مغان با اکثریت آرا انتخابمان را به رخ سایر شهرستانهای استان کشیدیم و به فردی اعتماد کردیم حال خیلی محترمانه و مؤدبانه عرض می کنم ما مردم مغان کجای کار قرار داریم؟ در کجای زمان واقع شدیم ؟
از زمانیکه انتخاب کردیم 3 سال میگذرد تازه یادتان آمده که جاده های مواصلاتی شهرستان چه حالی دارد؟ آیا 2000نیرو جذب کشت و صنعت شده؟ گمرک اصلاندوز در چه هوایی نفس میکشد؟ این شهر (اصلاندوز ) تبدیل به شهرستان شد یا نه؟از بیله سوار چه خبر !؟ از شهرداری آن شهر که صندلی آن اداره به کسی رکاب نمی دهد . آیا شهرستان بیله سوار صاحب نماینده مستقل شد یا نه ؟ از بیمارستان 120 تختخوابه پارس آباد چه خبر ؟ هنوز بودجه بیمارستان سر جایش هست ؟از آسفالت شهرمان  از آسفالت باند فرودگاه که 4 سال است که ادامه دارد چه خبر ؟ از اعتبارات تخصیص یافته به شهرمان از امید های جوانان شهرمان به فردایشان …؟ مسولین منطقه حالشان خوب است ؟ حال مردم که خوب است الحمدلله به لطف شما بهتر خواهد شد
ما جوانان این مرز و بوم حق داریم از وضعیت موجود گله مند باشیم یادمان نمیرود و نخواهد رفت به شجاعت و صداقت اعتماد کردیم نمیدانستیم چوب حراج به آرزوهایمان زدیم چرا نباید مردم از وضعیت موجود در شهرداری از بی سیاستی شوراها از نا کارآمدی شهرداری از بی ثباتی در آن اداره گله مند باشند مگر ما آنها را انتخاب نکردیم چرا باید جواب اعتماد ما مردم اینگونه داده شود ؟ تسکین درد ما کجاست؟چاره کار را چه زمانی باید اندیشید ؟
حال زمان آن فرا رسیده که در انتخابات پیش رو فردی لایق ،  ولایت مدار ، آشنا به درد مردم ، برخواسته از دل مردم ، رنج کشیده دوران ، مدیر ، مدبر ، و کار بلد نیرومند و نترس انتخاب کنیم ، اکنون زمان آن فرا رسیده که نگاه کردن به سریالهای تلخ را کنار بگذاریم و قهوه تلخ مان را با انتخابمان به کام خودمان و نسلهای آینده شیرین کنیم به امید روزی که آینده پر افتخاری را به نسلهای آینده تحویل دهیم انشاالله

خدابخش زارعی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر

نظراتی که حاوی توهین و تضییع حق بوده یا ضعیف و دارای بار حقوقی باشد، تائید نخواهند شد


آخرین اخبار