- 🌐 ادعای قاتل الهه حسیننژاد: میخواستم خودکشی کنم اما دستگیر شدم/ اگر زمان به عقب برمی گشت، الهه را از ماشین پیاده می کردم و هرگز این اتفاق هولناک رقم نمی خورد
دیروز گفتی که از حرفهای الهه عصبانی شدی و به همین دلیل کنترلت را از دست دادی و او را به قتل رساندی. آخرین جملهای که الهه قبل از مرگ گفت، چه بود؟
گفت چرا افسردهای و در لحظه حال زندگی نمیکنی؟ نمیدانم چرا حرف هایش مرا به یاد همسرم انداخت. الهه هم مثل همسرم میگفت از زندگی لذت ببر.خب کجای این جمله بد بود؟
با خنده و تمسخر به من گفت. حتی عکسهای داخل گوشیاش و تفریحاتش را به من نشان داد و گفت از زندگیات لذت ببر، چرا افسردهای؟ من یاد همسرم افتادم. خیلی عاشقش بودم و او ترکم کرده بود. همه درگیریها و حرفهای همسرم در ذهنم تداعی شد. او با من بد کرد اما من هنوز دوستش داشتم. در یک لحظه دچار جنون شدم و ناگهان چاقویی که پایین در ماشین گذاشته بودم را برداشتم و به او ضربه زدم.
الهه صندلی جلو نشسته بود؟بله.
چرا اینقدر گریه می کنی؟
چون خیلی عذاب وجدان دارم. در مسیر اشتباهی قرار گرفتم و بدشانسی آوردم. ای کاش می شد زمان به عقب برمی گشت.
اگر زمان به عقب برمی گشت، چه می کردی؟
توقف می کردم و از الهه میخواستم از ماشین پیاده شود.
چه ساعتی الهه سوار ماشینت شد؟
فکر می کنم حدود ساعت ۷ بعدازظهر بود.
منتظر مسافر بودی که او را دیدی؟کار من مسافرکشی است. الهه دور میدان آزادی بود که گفت اسلامشهر و منم تصمیم گرفتم مسافر برای اسلامشهر سوار کنم. وقتی سوار شد، حتی ۲۰ دقیقه هم منتظر مسافران دیگر ماندم. ای کاش مسافر پیدا می شد. شاید اگر مسافر پیدا می شد، سرنوشت من به اینجا کشیده نمی شد. اما باور کنید من جانی بالفطره نیستم. نه انگیزهام سرقت بود و نه جنایت. ببیند من شماره کارتم را به الهه دادم که کرایهام را واریز کرد. اگر قصد جنایت یا سرقت داشتم چنین سرنخی از خودم به جا میگذاشتم؟ یا چرا باید گوشیاش را رها میکردم و چرا آن را نفروختم؟ اصلا چرا طلاهایش را سرقت نکردم؟ مقتول همراهش طلا داشت؟ باور کنید همه چیز در یک لحظه رخ داد و من نتوانستم خشم خودم را کنترل کنم.
از زمانی که الهه سوار ماشینت شد تا لحظه ای که جانش را گرفتی، چقدر زمان سپری شد؟
حدود یک ساعت.گفتی گوشی موبایل مقتول را با جسدش در بیابان رها کردی؟
وقتی متوجه شدم او به قتل رسیده، ترسیدم و تصمیم گرفتم جسد را در جای خلوتی رها کنم. رفتم به سمت بیابان های فرودگاه امام و جسد را همانجا انداختم. موبایل را هم پرت کردم به سمت بیابان اما روز بعد که می خواستم خونی که روی صندلی، سقف و داشبورد ماشینم ریخته بود را تمیز کنم چشمم افتاد به یک گوشی موبایل که زیر صندلی ماشین افتاده بود. حدس زدم گوشی دوم مقتول باشد. چون در بین راه با گوشی موبایلش صحبت کرد و انتقال پول از حسابش را با گوشی دیگری انجام داد. البته من راننده اسنپ هستم و یک حدس هم زدم که ممکن است گوشی برای مسافران دیگر باشد. قبلا هرچه در ماشینم از مسافران جا می ماند به پشتیبانی تحویل می دادم اما چون مرتکب قتل شده بودم، ترسیدم که مبادا گوشی برای مقتول باشد و گیر بیفتم.
با گوشی دوم الهه چه کردی؟
تا ۸ یا ۹ روز پیشم بود و بعد داخل سرویس بهداشتی انداختم.
چند وقت است که در اسنپ کار می کنی؟حدود ۸ سال.
اما اسنپ، گواهی سوء پیشینه از رانندگان می گیرد در حالیکه تو سابقه داری؟
سوء پیشینه را ۸ سال قبل گرفتم. زمانی که برای اسنپ ثبت نام کردم، سابقه ای نداشتم. البته من مجرم حرفهای نیستم. سوابقم برمی گردد به تهدید و درگیری که اغلب خانوادگی بود. به همین دلیل به عنوان سوءسابقه ثبت نشده بود.
چند وقت زندان بودی؟
زمان زیادی نبودم. به زندان میرفتم و بعد آزاد می شدم. اغلب همسرم از من شکایت می کرد. دو سه مورد هم شکایت خانوادگی دارم چون با برخی از اعضای خانواده ام بر سر زمین اختلاف ملکی داشتیم.
همیشه با خودت چاقو حمل می کنی؟
از ۷، ۸ سال قبل که در دام زورگیران خشن گرفتار شدم، تصمیم گرفتم چاقو با خودم حمل کنم. در آن زمان راننده اسنپ بودم که در بین راه، مسافر گذری سوار کردم. دو نفر بودند که خفتم کردند و با تهدید از من خواستند به سمت بیابان های واوان بروم. خفت گیران، کرایه ۳۰ هزارتومانی ام را پرداخت نکردند و با تهدید اموالم را به سرقت بردند. از آن زمان به بعد، یک چاقو داخل ماشینم قرار دادم برای محافظت از خودم اما نمی دانستم با آن مرتکب جنایتی جنجالی خواهم شد.






