ایلقار خبر:ما درقرن۲۱ شاهد تحولاتی ژرف و عمیق در زمینه گذر از اقتصاد سنتی به نوین براساس
سیستم های، الکترونیک اطلاعات بیوتکنولوژی و امثال آنهاست قرار داریم. بدون شک تامین رضایت مردم در قالب دسترسی واقعی به نتایج بهبود حاصل از برنامه ها واهداف ها و نیزاطمینان بخشی از برنامه ها همیشه مد نظر بوده اما همیشه این پرسش در اذهان ما مطرح بوده است که چرا بعضی ازمدیران وکاندیداها و نمایندگان مجلس در این موضوع که، کیفیت و اثر بخشی مدیریتی اجرایی نمی تواند ایشان را بسوی برنامه های تعیین شده و پیش بینی شده که همان تعهد به مردم و ارزشیابی حس مسئولیت در برابر نگاه های مردم هدایت کند؟ آیا اینجا نباید این پرسش مطرح شود که بعد از کسب آراء و تدوین برنامه های صوری در سخنرانی های خودشان به بیماری آلزایمر تعهد مدیریتی دچار شده اند؟ آیا این همان دغدغه نیست که بنا به عبارتی باید گفت سوءهاضمه مدیریتی ایشان در توازن بین سه عامل کلیدی؛ عدم مطلوبیت تعهد، عدم وفاداری و کاهش امید به زندگی را بیان می کند؟
مدیریت برخود از جمله کارهایی که عده کمی متاسفانه آن را مد نظر قرار داده اند و این واقیعتی است که شجاعت می خواهد با این حقیقت رو در رو شده بدون در نظر گرفتن تحول در اندیشه های خودمان جدیت برای تغییرات سازنده، تلاشی بیهوده خواهد بود. فراموش نباید کرد ایجاد یک ساختار جدید مدیریتی وتعهد آور با نیاز به تغییر از خودمان باید شروع گردد. تغییر در نگرش ها یک طرزتفکر است و نه یک دستورالعمل و بر مبنای این طرز تفکر است که انسان ها می توانند وظایف خود را انجام دهند.
بر سر گور کشیش در کلیسای وسست مینستر انگلستان نوشته شده است (کودک که بودم می خواستم دنیا راتغییر دهم.بزرگترکه شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییردهم بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم وتصمیم گرفتم شهرم راتغییر دهم درسالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم اینک که درآستانه مرگ هستم می فهمم اگر روز اول خودم را تغییرداده بودم شاید می توانستم دنیا راهم تغییردهم) این همان فلسفه بهبود تفکر و تغییر نگرش های مدیریتی یا بهتراست بگوییم آلزایمر تعهد مدیریتی است که باید جایگاه ویژه ای در منطق گفتمان و انگیزش های مدیریتی کاندیداها باشد نه به عنوان دستاویزی برای نمایش دادن پارامترهای مدیریتی به مردم و بازی کردن با حس مسئولانه مردم در نگاههای متفاوت گردونه زندگی روزمره آنها نگاه اصلی این است که آیا مبارزه با عادت های نادرست دشوار است یا ادامه فعالیت ها با همان روش های غلط مقرون به صرفه ترکه همان سوءهاضمه مدیریتی است در قبال شکل دادن به باندهای مدیریتی منفعت آور برای خود و اطرافیان؟
برای حصول به یک نگرش تحول مدیریتی و الزام آور تعهد مسئولیت می بایست مراحل زیر رادر خود تجربه کرد:
۱– اندیشه آرمانی در خود بسازیم که فرایند آن مردم و رضایت آنها باشد نه خود و اطرافیان
۲– تدبیر و راهکارهایی را در اندیشه خود سازماندهی کنیم که فردا نبینیم دچار بیماری آلزایمر تعهد شده ایم
۳– آسودگی خیال داشته باشیم که برنامه های اجرایی ما در گذشته آیا رضایت بخش هست یا نه؟
۴– نهایت اعتقاد بر اجرای برنامه ها را درخود داشته باشیم. اگر نتوانیم خود را متعهد مدار واقعی به بار آوریم مطمئن باشیم روزی نگرش هایمان رو خواهد شد و آن وقت است که باید قبول کنیم ما دچار سوء هاضمه مدیریتی بوده ایم که همه منابع و آرمانها را به نفع مطلوب خود و اطرافیان که هیچ ساختار متناسبی با اجرا و بخش های مدیریتی نداشته اند دچار بوده ایم.
مراحل ایجاد تحول در۳ مرحله نهادینه می شود:
۱– طرح ریزی مدیریتی که همان شناسایی وضع موجود و تبیین عوامل موثر در شرایط فعلی در قلمرو های کلان و خرد وتبیین اهداف وحله ای برای ایجاد تغییر در یک محدوده زمانی خاص وبرنامه ریزی برای تحقق اهداف ایده آل و مد نظر رضایت مندی آحاد مردم است.
۲– اجرای فراهم سازی شرایط: غلبه کردن بر مقاومت های غیر متحد، بستر سازی های کلان در جهت بهرمندی از نخبگان و اندیشه های موثر در راستای توسعه و کیفیت الزامات تعهد، مفهوم سازی ها و تخصیص منابع انسانی و مادی برای تحقق تدریجی و مرحله ای اهداف پیش بینی شده برنامه تحول در یک محدوده زمانی خاص است.
۳– ارزیابی که مهم ترین و اصلی ترین مرحله است و آن همان فرایند مقایسه عمل کرد اهداف از پیش تعیین شده و ارائه باز خورد های اصلاحی برای تصحیح انحرافات ایجاد شده مدیریتی از برنامه است
آنچه که می تواند برای طرح ریزی تحول در یک مدیریتی موثر واقع شود ضرورت آگاهی از فرهنگی برای نیل به مقاصد در نظر گرفته شدهی آن می باشد.
مگر نمی توان گفت که فرهنگ همان زیر ساخت موفقیت هر فرد هست؟ به جرأت می توان گفت مشارکت جریان فرصت طلب و عدم توانمندیهای آنها درتهیه برنامه های کیفیتی و نامناسب بودن میزان تعهد کاندیداهای مدیر نما در طرح ریزی و برنامه های کاری سازمانی و عدم بهره گیری از باز خورد اندیشه های مدیریتی ایشان در دوره های گذشته همان کلید واژه ای را هدیه می دهد بنام آلزایمر مدیریتی و عدم تعهد در قبال مردم که در چند مرحله زیر خلاصه می شود:
۱– عدم طراحی و برنامه ریزی مناسب با ساختار زندگی مردم
۲– نبود مهارت های ارتباطی
۳-عدم سازندهی های مطلوب و موثر
۴-عدم اگاهی و تسلط بر اوضاع و شرایطی که اعضای گروه انتصابی مدیریتی در آن بتوانند به اجرای عملکرد خود بپردازند.
حضرت علی(ع) در نامه۵۳ به مالک اشتر می نویسد (ای مالک) باید محبوب ترین امور در نزد تو میانه ترین در حق، فرا گیرترین درعدالت و جامع ترین در جلب رضایت مردم باشد : زیرا غضب عموم رضایت خواص را زیر پا خواهد گذاشت و غضب خواص در صورت رضایت عموم مردم قابل چشم پوشی می شود و اهمیتی نخواهد داشت. بدترین وزرای تو آن کسی است که پیش از تو وزرات اشرار را داشته و در گناهان شریک آنان بوده است. هرگز او را ازخواص خود قرار مده زیرا آنان یاران گنه کارانند و برادران ستمکاران و تو می توانی جانشینانی بهتر از آنان را پیدا کنی که قدرت فکری و نفوذی مثل آنان داشته و در عین حال از زر و بال گناهان آنان به دور باشند کسانی که هیچ ستمکاری رادر ستم ورزی و هیچ گنهکاری را در ارتکاب گناه کمک نکرده اند. معاونان خود را با دقت کامل بنگر در آن هنگام که کسی از آنان دست به خیانت گشود و این خیانت را اخبار بازرسان مخفی تاکید کرد از جنبه شهادت به آن اخبار اکتفا کن و او را کیفر کن وآنچه را که بدست آورده است از او بگیر و او را به موقیعت ذلت و خواری بکشان و به نشان خیانت او را مشخص نما و ننگ اتمام را گردنش بیاویز، ای مالک مبادا نسبت به مردم مانند حیوان درنده خو باشی که شکار آنان را غنیمت بشماری زیرا مردم دو دسته اند یا برادر دینی تو هستند یا شبیه تو در خلقت در پایان نکاتی برای رهایی از سوءهاضمه مدیریتی ودرمان آلزایمر مدیریتی مطرح می شود.
۱– داشتن دورنما و دیدگاهی منطقه ای در خور شأن و منزلت مردم
۲-توانایی تفکر استراتژیک مفهومی و ساختاری در جهت نیازسنجی و ایجاد شرایط مطلوب زندگی
۳-سالم بودن و شرافت شخصی
۴-قابل اعتماد بودن بخاطرحفظ ارزش های والای اجتماعی و کرامت انسانی
۵-تلاش در اقدام و ایجاد تغییر در اندرون خود در راستای جلو گیری از انحرافات مدیریتی با گزینش و انتخاب مدیران صالح، کاردان و شایسته سالار و با صلاحیت وپیشگام در اسلام.
بنابراین خدمت رسانی در جامعه اسلامی بویژه از سوی کار گزاران و مسئولان و صاحبان قدرت و مال و متنفذان امری لازم و ضروری است و شایسته است که هر مسلمان وظیفه شناس و مسئولیت پذیر در هر پست و مقامی که باشد در امر خدمت رسانی همت نماید و تلاش خود را مضاعف گرداند
| خاطرناشاد را دلشاد کردن همت است | باغ آفت دیده را آباد کردن همت است |
| صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار | طایری را از قفس آزاد کردن همت است |
| نان بریدن شیوه مردان والا نیست.نیست | نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است |
| در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست | روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است |
* مدیر کل سابق پدافند غیر عامل استان و فرماندار سابق شهرستان کوثر
انتهای پیام/مشکین سلام







باسلام لطفا منابع این مطالب را قیدکنیدکه بدانیم مطالب پزشکی یا مدیریتی ویا پزشکی مدیریتی