ایلقار نیوز :دکتر طاها عشایری، تحلیل گر مسائل اجتماعی و سیاسی؛واقعه عاشورا که در اسناد دینی از آن به عنوان واقعیت اجتماعی یاد می شود، متکی بر دو عنصر مادی و معنوی است. تاریخ بوضوح یاد می کند که همیشه مسئله مذهب، در بین انسان ها و جوامع نقطه محور و کانون حرکت و تحرکات بوده است. مذهب همیشه، مورد بحث و بررسی اندیشمندان قرار گرفته است. همه محققین و پژوهشگران نیز بر اثرگذاری آن در اصلاح رفتارها و عقاید منفی به شدت تاکید داشتند.
یافته های علمی نیز نشان می دهد که همیشه بین گرایش های دینی با رفتارهای ناسپند یا به تعبیری مسائل غیر اخلاقی رابطه منفی وجود داشته است . به این معنی که در جوامعی که شدت دین بیشتربوده و مردمان آن به مسائل اخلاقی و مذهبی پایبند بودند، کمتر از سایر گروهها، خودکشی کرده، طلاق رخ داده و کمتر دچار انحطاط می شدند. مطالعات دینی دورکیم بزرگترین دین شناس قرن، برگر و پترسون و سایرین، همیشه در مقابل تحلیل های مذهبی و مواجهه با آن سر خم فرود آورده و به قدرت آن صحه گذاشتند. این محققین بیشتر از طریق اجرای آزمون های دینی بر روی انسانها به صورت تصادفی، به این نتیجه رسیده اند و نتایج آن ها در راستای آیه های قرآنی و مسیر دین اسلام قرار گرفته است. عاشورا نیز نهضتی است که در نوع خود در تاریخ بشر همیشه به یادماندنی است، تاریخی که متمایز کننده خوب/بد، زشت/زیبا،خیر/شر و … است. در اصل فرهنگ عاشورا با قیام امام حسین (ع) به بشریت امروز اهدا شده است، تنها دلیل این واقعه جدا کردن مسیر انسان های خوب/بد از هم بوده و زدودن تاریکی های امروز از صحنه اجتماع بشری است. به هر حال دین عنصری درونی است که به از آن بعنوان بادارنده قوی دورنی یاد می شود که کارکرد آن، ایجاد اخطار درونی، هشدارهای اخلاقی و .. است.
تقویت عنصر مذهب و رسوخ فرهنگ حسینی، نوعی پلیس درونی انسان هاست که مسیر را از هم تمییز می دهد. در مورد عاشورا روایت ها و رویکردهای گوناگونی شده است. علوم مختلف دینی، به بحث و بررسی آن پرداخته اند. آنچه در این میان مهم است که تکرار شود، هسته و عنصر درونی حرکت عاشورایی بوده است که چرا و به چه دلیل این مسئله باید در تاریخ بشر رخ می داد آیا امکانش بود که جریان طوری دیگری رقم می خورد و آن موقع مسیر تاریخ بشر به کجا می رفت. آنچه در مورد نیاز به بیان است این می باشد، پیشرفت نکردن اذهان بشری آن موقع، نگرش امنیتی داشتن به محوریت فلسفه تبلیغ دین توسط امام حسین و همچنین دوگانه گرایی در رفتار برخی از اهالی عراق آن زمان، زمینه ساز این واقعه شده است. در اصل این واقعه به هر طریقی باید رخ می داد. اگر آن زمان نیز به تاخیر می افتاد، مسلما این نهضت بعدها باید جور دیگری خود را به بشریت عرضه می کرد.
به این سان، قیام عاشورایی سنخی از نوع فرهنگ و جهان بینی دارد. می توان این طور بیان کرد که وقوع این پدیده در دل تاریخ، یاد آور باطل شدن و شکست خوردن قدرت های لایزال جباران و نامردان تاریخ است که سرانجام حق به هر نحوی مسیر خود را باز می یابد. چرخش زمان و اتفاقات بعد از عاشورا نیز در عصر حاضر بازگو می شود، فقط برای اصلاح رفتاری و اعتدال گرایی جامعه عرضه می شود. زنده شدن و عزاداری های عقلانی نسبت به این واقعه، وسیله ای برای ترقی بشریت و فرار از رکود اخلاقی و نماندن در نقطه انجماد تاریخی است. به زعم کنت، بشر چندین مرحله را پشت سر گذرانده که از مرحله خرافات تا عقلانیت. در مرحله عقلانیت، بشر به ترقی، توسعه و تحولات عظیمی دست می زند. مسئله عاشورا نیز، نقطه عبور از خرافات و قدم نهادن در عقلانیت محض بشری است. عقلانیتی که ندای وجدان می دهد، اخلاق های مرده سرمایه دری را بیدار می کند، مردم را به یاری هم شتافتن و درک سختی دنیای مظلومین و فقرا می خواند.
این واقعه تاریخی را بایستی از زوایای فرهنگ بیشتر نگریست، فرهنگی که جهان بینی آن فراانسانی و ساحتی از جنس فرا بشری دارد. یادمان باشد که نگرش عاشورایی را باید در رفتارهایمان زنده نگه داریم. قیام امام حسین، انقلاب در درونیات، تغیّر در جهان بینی ماها و قدم نهادن در زوایای پنهان انسانیت محض فراموش شده در لابلای تاریخهاست. عاشورا عاشورا است و عاشورا نهضتی پر معنا و پر تلاطم است که بازگویی آن در طی تاریخ به پایان خود نرسیده و همچنان زوایایی این قیام قابل تدبر است. تحولات صنعتی و تغییرات پر شتابان جهان امروز، رسوخ صنعت به درونیان انسانها، ندایی دیگر در می دهد و آن این است که دیگر عشق را باید زنده نگه داشت، نهضت های دینی، قلب تپنده و پمپاژ جریان های تاریخی هستند. قیام عاشورایی، روایتی دیگر از جهان بشری است که همچنان قلم در تکاپوی آن اظهار عجز کرده و سر به تعظیم فرود می آورد.






