مرحوم دکتر شریعتی: آنانکه زمستان را از پشت پنجره می بینند و گرسنگی را در لای کتابها می خوانند، نمی توانند نماینده مردم باشند.
بیایید اندکی گفتگویی راحت و محاورهای باهم داشته باشیم و کلاهخود را نه راست، بلکه کج بذاریم و بهجای کج، وعده درست و راست به همدیگر بدهیم، بیاییم همدیگر را مثل یک شهروند، گرم دوست بداریم، احترام بگذاریم به خواستهها و خواستهشدهها. به ایمان مردم، به صداقت شان در حضور در حمایت از نامزدها، باوری اصیل داشته باشیم. مردمی از جنس و نژاد و خون خود را کم بیازاریم، قدر و ارج بنهیم مردانگی آنها را به جهت بودن در کنار شماها و ماها. این بار ترازوی عدالت در کفه زمین نخوابد و در بالا و پایین وزنه عمل در جریان باشد. یادمان میآید که چقدر زیبا گفته است مرحوم سهراب سپهری که مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند که به یک شعله به یک خواب لطیف… دست کودک دهساله شهر، شاخه معرفتی است کردگار… خب، نماینده نیز از جنس من و شماست اما با جایگاهی دیگر از من و شماها. یه جمله ای از مرحوم دکتر شریعتی نقل می کنم. دکتر می فرماید آنانکه زمستان را از پشت پنجره می بینند و گرسنگی را در لای کتابها می خوانند، نمی توانند نماینده مردم باشند. چه میشود راحت بیان کرد که کاندیدای امروز و نماینده فردا، بازهم، همانی خواهد بود که قبلاً بود… چرا فلسفی بیان کنیم، واقعاً نماینده، می تونه بعد از موفقیتش، مرا، فریادهای مرا، حضور صادقانه جوانان، کشاورزان و…درک کنه و مثل قبل همنشین و هم صبحت دردهای دل و من تو باشه. چطور الان روستا به روستا می گرده، می چرخه، به بزرگانش ادای احترام دارد و از روزنه تواضع و خدمت حرف می زند. در خروج از روستا به مردمش وعده مدینه فاضله فارابی داده میشود. قبل از ورود به بحث اشاره میکنیم به امام علی (ع) که میفرماید: دو چیز در دنیا بسیار بد است و غیراخلاقی:1-یکی تواضع و فروتنی به هنگام نیاز و 2- غرور و خودپسندی به هنگام بینیازی. باهم ارتباط این جمله را در ادامه میخوانیم. گاهی انتخابات در ادبیات علمی به مفهوم مشارکت سیاسی – اجتماعی باد میشود، مشارکتی در آن عنصر قدرت و تعیین مردم هستند و نقشآفرینی فعالی داشتند؛ و با عنوان اراده اکثریت به اقلیت تعبیر شده است. نگاهی کلی به وضعیت جوامع بشری نشان میدهد که توسعه و رفاه امروز بهراحتی به دست نیامده است، بلکه همیشه جوامع از مقطعی بحرانزا به مقطعی آرام گذر کرده، عصری از دیکتاتوری را طی کرده و به سرمنزل سعادت و دموکراسی رسیده است. همه کشورهایی که فرایند دموکراسی را طی کردهاند هیچوقت بهراحتی به این داشته و سرمایه عظیم اجتماعی دست نیافتهاند، بلکه خونریزیها و انقلابات داخلی و رنج های فراوانی را مثل انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله متحمل شده اند. ایران نیز نمونه ای از گذار برزخی را تجربه نموده است. عبور از ساختار قدرتمند پادشاهی (پهلوی) به عصر مردمسالاری (انقلاب اسلامی)، نشانهای از تحولات مثبت جوامع در قرن بیستم و یکم بوده است. میدانیم که تکتک تحولات، بدون حضور و حمایت مردم کارساز نیست. افزایش سواد و دانش عمومی در بین طبقات و اقشار جامعه، دیگر این اقتدار را به مردم داده که به وعده وعیدهای خیالاتی هر شخصی دل نبندند، مردم دیگر در عرصه سیاست از خود سیاستمداران، کارکشتهتر شدهاند، توان تصمیمگیری قوی دارند، رفتار انتخاباتی و رای دهی خود را هزینه – سود کرده و اقدام میکنند. باب سخن در اینجا، از جنس صداقتی است که بین مردم و کاندیدهای محترم بسته میشود، می دانید که این رائ مردم امانتی است گرانقدر.
اندکی به نحوه انتخاب مدیران توسط امام علی (ع) بنگریم که چگونه دانش، تعهد، ایمان و تخصص فرد را بر خویشاوند، طایفه و نسب ترجیح میدهد، در انتخابات استاندار بصره، کوفه و شام و حتی در تعویض آنها، مقتدرانه رفتار میکرد. به جای نسب و فامیل، دانایی و صداقت و عمل در گفتار به جای شعار را اصل قرار می داد. به این خاطر نیازمند است در عصر امروز، دیگر از قیدوبند فامیل، طایفه و که حصاری بر رفتارهای ما بوده، برای همیشه عبور کنیم، البته بسیار سخت است که آدمی اثرگذاری طایفه و هم ایلی را در این انتخاب دخیل ندهد، ولی میشود. در حصار و دایره طایفه ماندن، داشتن رفتار منفعت محور فامیلی، هیچ کمکی به پیشرفت شهر و جامعه ماها نمیکند. نکته بعدی صداقت نماینده، وعده وعیدهای آن در دورههای ریاستی و در برخورد با مشکلات مردم و نحوه احترام و برخورد با آنها بوده است.
حافظه تاریخی شهر و روستا، گواه بر عملکرد نماینده هاست و بهترین سند و محک ارزیابی اقوال آنهاست. گاهی اشتیاق رسیدن به قلههای قدرت و شکست رقیب به هر بهایی، آدمیزاد را فریب میدهد و سرانجام، وسوسههای دلفریب اتکا به قدرت مدیریت و فرونشاندن رقیب از رویارویی، زمینه تخریب شخصتی و اخلاقی را دامن می زند. الویت اصلی در شعار کاندیداها، اخلاق و پایبندی به منش انسانی باشد. نیاز نیست به هر طریقی، با اشاعه تهمتهای دروغین، زمینه بیاخلاقی را در جامعه ترویج نماییم. گرچه سیاست همیشه با فراز و نشیبهای گوناگونی همراه است، اما دینی بودن جامعه، رنگ سیاستبازی را کنار زده و صداقت و اخلاق را جایگزین آن مینماید. میدانیم که هابز، به سیاست ماکیاولی بسیار پرداخته و حیله و ترفند و زور را در اشغال تصدی ها را مهم تلقی کرده است، اما میشود به سیاست، رنگی زیبا بخشید و در میدان سیاست و بازی با آن، همنوع خود را از مرتبه اخلاقی، به پرتگاه هل ندهیم. رقابت در همه حوزه ما امری طبیعی است و جامعهای بدون رقابت، فاقد خلاقیت است و در آن کارآفرینی شکل نمیگیرد، مشارکت در چنین جامعهای فعالانه و بدون توسل به ابزار خودانگیخته تبدیل میشود. پسنیاز است که کارگزاران انتخاباتی، رقابت مثبتی را پیش بگیرند و اگر ماها به روش هابزی عمل کنیم که مردم با تبلیغات و وعدهای دروغین فریب دهیم، باید بدانیم، به شخص خودی بیحرمتی نمودهایم، رای مردم، حق االناس است، عمل نکردن به وعده وعیدهای مردمی، مسئولیت سنگین اخروی دارد و آثار زیانبار معنوی بر اخلاق و فرهنگ جامعه میگذارد، مردم را به نوعی نادان تلقی کردن هست و ازلحاظ جرمشناسی معنوی سرقت تلقی میشود. نباید قول و قرار گذاشت که صرفاً قصد کسب قدرت را دارد، بلکه مردم باید قضاوت کنند، ماها باید توان مدیریتی و برنامههای کاربردی که واقعاً قصد داریم اجرا کنیم به مردم وعده دهیم. نکته دیگر، میزان رای دهی با رفتار انتخاباتی طبقات است. در نظام رای دهی بین طبقات بسیار فرق است.
قشر پایین جامعه، فقراها و بیکاران زودتر از دیگران، شعار رنگین را می پذیرند. جای تردیدی نیست که قشر فقیر و کم درامد جامعه، به هر دلایلی، بازیچه رفتارهای نمایشی کاندیدا میشوند نیاز است که شهروندان دقت کنند بهویژه روستاییان اطراف شهرستان تابهحال کدامیک از نمایندگان، لحظاتی را در روستاها گذرانیدهاند، نشستوبرخاستی با کشاورزان، بیکاران و مردم شده حداقل در دورههای مدیریتیاش، شده یبار به روستا سر بزند، ما باید به وجدان بیدار جامعه احترام قائل شویم و منزلت خود را با وعدههای محال، دچار فرسایش نکنیم. در این میان، طبقات مرفه، توان زیادی برای تحلیل رفتار انتخاباتی کاندیداها دارند، در این مورد همیشه محتاطانه عمل میکنند، معمولاً اینطور گفته میشود مرفهان محافظهکار و قشر پایین جامعه تند یا رادیکالی، رفتار میکنند. در این میدان مسابقه، فضای حاکم بر مردم و کاندیدا نیز همین است. خوب، این روزها رفتوآمد زیاد افراد به روستاها و برانگیختن تهییج برای تجمیع قدرت و کسب کرسی صندلی مجلس در تکاپو هستند، به نظر میرسد که تنهایی روزهایی که مردم میزبان کاندیدند تا زمان انتخابات هست و ورای آن، مراجعهکنندگان به دفتر نمایندگان پشت درهای دفتر نماینده، پست می دهند و به ارباب –رجوع، وعدههای ماهانه و سالانه داده میشود، نماینده نه در روستا رؤیت میشود و نه در دفترش.. خوب جوانان محترم، برخی حل معضل بیکاری را میدهند، به نظرم، این امر از سطح ساختاری بیشتر نشئت میگیرد و در این زمینه دولت نیازمند مدیریت و کلان است و نمایندهها آنچنان قدرتی در این امر ندارند. پس نماینده نیز نباید جوانان را ابزار هدف خود قرار دهد و برای تجمیع رای خودش، وعده پوشالی بنام حل بیکاری را بدهد. در چندین سال گذشته کشاورزان نیز با معضلی جدی روبرو بودهاند، افت قیمت، فقدان بازار مناسب و گرفتاری در چنگال دلان… خب نماینده در قبال این امر جه مسئولیتی دارد، خدا را وکیل خود قرار دهد و با خود روراست باشد چه مدیریتی در حوزه کشاورزی شده است که کشاورز فداکار که سالیان سال با خاک و پرورش درخت انس پیداکرده و شب ها نخوابیده، عمری محبت خود را صرف کارهای کشاورزی کرده، الان دچار نامیدی شده، به فکر فروش و مهاجرت به شهر یا اتخاذ شغلی جایگزین یا موازی این شغل است. خب، کشاورزان خود، جواب بدهند که چه مدیریتی در این حوزه شده است و کدام نیاز آنها پاسخدادهشده است. روستاها فرایند طبیعی خود را طی میکنند، زمینهای کشاورزی به حال خود رهاشده، تبدیل به محفلی از یاس شده، دلهای امید شخص کشاورز، تبدیل به هیجانی پر از تنش، بیدار و همیشه در حال انتظار شده است. مردم به نظر شما چقدر نمایندگان به قول و قرار خود در ادوار خود درگذشته عمل کرده و آیا شده که بعد از اتخاذ رای، شمارا پشت درهای بسته نگهدارند، یا وقتی برای شما اختصاص دهند.
در انتخاب مردم به سیستم مدیریتی امام علی باید نگریست و مردم بایستی در دورههای مختلف رفتارهای مدیران انتخابانی بر مینای کارکردهای و اثرگذاری آنها در فرایند توسعه و تحولات جامعه ارزیابی کنند. نکته مهم شهروندان این است که نگرش فامیلی، خویشاوندی و طایفه گرچه مسئلهای است نمیتوان از آن گذشت و آدمی را تحت هر شرایطی به سمتوسوی خود میکشاند اما نیازمند است که فکر فرد نگری را تبدیل به جمع نگری نموده و منفعت جامعه بیشتر مدنظر قرار بدهیم. همیشه طایفهگرایی و داشتن تعصبآمیز و قوم گرایانه نسبت به مسائل پیرامون جز آفت چیز دیگری نصیب جامعه ننموده است. مردم نیاز است برای از طایفه و ایل و خویشاوند عبور کرده و عقلانیت، متانت، صداقت، عملگرایی و خدماترسانی شخص را معیار و ملاک گزینش قرار دهند. همه ماها خواهناخواه دارای تعصب هستیم. انسان بدون تعصب معنا و مفهومی ندارد، اما شدت و ضعف این خصیصه بسیار مهم است، شدت آن در برخی رفتارها، در آینده نتیجه نامطلوبی را ببار میآورد. همه ماها تجربه کردیم که چون فلان روستا یا منطقه به نمایندهی که طرفدارش نبودهاند، از امور خدماترسانی محروم شده و یا توجهی به خواستههای آنها نشده است، اگر ما مردمسالاری دینی، دموکراسی و گفتمان عدالت محور را در نظر داریم برای ما هیچ فرقی نمیکند که کی چگونه رای داده است، بلکه در عقاید دموکراتیک، میزان حقوق شهروندی است. اینگونه عمل کردن، بیتوجهی به فلان نقاط روستایی یا شهیر به خاطر مسئله رای، نوعی طایفهگرایی است و این تعصبات جاهلی است که این رفتارها سرمایه دارانه بوده و خانمان برنداز انسجام و توسعه است و بهنوعی تیشه بر جان مردم می زند، زندگی او را به بغض طایفه گره می زند. مسئله خیلی مهم در تبلیغات نامزدان است. شما اندکی راجع به برنامههای آنها سؤال کنید که منطق و فلسفه پشتسری این شعار چی هست؟ آیا پشتوانه اجرایی قوی در پی این شعار هست یا فقط زیبایی شعار مطرح بوده و در بدرد عوام میخورد. علت آن این میباشد که تخصص دیگر از یاد رفته است و مطالعه و بررسی شعارهای نامزدین در شهرستان بعد از 1370 نشان میدهد که بدون هیچگونه سنخیت این شعار با جامعه ساختهشده و مؤلفه و شاخصهای آن اصلاً مبهم میباشد. یک نماینده زمانی میتواند دردی از من و تو کمک کند یا در حد توان آن را تسکین بدهد که بداند در کجا هست؟ و قرار است شعارهایش را چطوری عملی نماید. میدانید که طبق جغرافیای استان، پتانسیل مناطق و روستاها باهم متفاوت بوده و نمیتواند با یک گفتمان ثابت و بدون شناخت کامل منابع انسانی و طبیعی آن منطقه شعار داد و شاخص تدوین کرد. حالا از همه اینها بگذریم و پی حقیقت بگردیم که دیر یا زود نیز پیدا میشود. مسلماً در این انتخابات همه احزاب و تشکلهای اجتماعی، نقش فعالی را ایفا خواهند کرد علت آن در گام اول به سال همدلی و همزبانی و در مرحله بعدی به حساسیت منطقه درزمینه مبارزه با داعش و حمایت از آن و همچنین گفتمان هستهای مهم به نظر میرسد که خانواده ها نیز مسئولیت مدنی را بیشتر حس نموده و خوب است بدانیم رای یک فرد نیز در اقتدار ملی اثرگذاری است.
همه دستبههم میدهیم، متحد عمل میکنیم تا فردایی بهتر برای خویش بسازیم، جامعه عاری از بیکاری، عاری از بزه، عاری از دغدغه و استرس. همه متحد میشویم تا صفی بلندبالا و بانشاط از مشارکت را تشکیل میدهیم تا میهن خود را آرمانیترین جامعه کنیم، در آن سعادت و اخلاق معیار باشد و صداقت و خدمت به محرومان، الویت اصلی.







ازو نایراحات المیه
سلام
تحلیل شما واقع بینانه بوده و قلمی که بکار برده شده، عالمانه است. من هم فکر می کنم، همه شعار می دهند و عمل تا شعار فاصله زیاد است و دست نیافتنی… باز تشکر می کنیم از تلاشتون در راستای آگاه سازی مردم و نگاه خوب و عمیقتون به مسائل انتخابات… موفق باشید
خدمت آقای دکتر عشایری عرض سلام داریم، برخی وقت از محضر ایشان برای کارهای علمی کمک می گیریم، تواضعانه جواب می دهد و مشتاقانه دلگرمی می دهد، نوشته هایش نیز بدون مدح، در نوع خود زیباست مثل اخلاقش… زنده باد عالی بود دلنوشته ات
ممنون از نقد بسیار زیبای دکتر عشایری دوست رند و فرزانه من
امیدوارم نماینده که در حال حاضر اینقدر برای پیروزی تواضع به خرج می دهند، به درد این مردم بخورند، مشکلی از جوانان حل کننند، به تعبیر اقای عشایری، سالها در این شهرستان حزب بازی شده، ولی نماینده های آن خدمت خاصی به شهرستان نکرده اند، از یک طرف سیل افزیش بیکاران و از طرف دیگر آوارگی کشاورزان و نیز فریادهای خشمگین روستایئان و کوچ نیشنان…. پس به خود ایمان داشته باشیم…