ایلقار نیوز:نسل امروزی آنقدر درانواع وسایل ارتباطی احاطه شده است که شاید ارزش و اهمیت 
این وسایل ارتباط جمعی را کمتر بدانند و اگر نگاهی کوتاه به تاریخ نه چندان دور شهرمان بیندازیم خواهیم دید که روزگاری یک وسیله ارتباطی ساده چقدر برای مردم دارای اهمیت و با ارزش بود .
در سال 1330 در مشکین شهر بنای مخابرات توسط فردی به نام حیدر صالحی صوفیانی معروف به ”حیدر بیگ“ از شهرستان صوفیان آذر بایجان شرقی جهت راه اندازی تلگراف به این شهرستان آمده بود ایشان پدر زن مرحوم شیخ ابراهیم یعقوبی و محمد دهقانی بودند و در یک خانه کوچکی به صورت استیجاری امورات پستی و تلگرافی را انجام می داد و کارگرانی هم جهت تعبیه دیرک مخابراتی تا شهرستان اردبیل با ایاب و ذهاب اسب انجام می دادند از کارگران ایشان یداله منتظری قره درویش لو که سالیان سال سیم بانی می کرد . بعدها یک اداره مستقل به صورت مشترک به نام پست تلگراف در مشکین شهر در سال 1338 که در خیابان ابوذرکنونی با هزینه دولتی اداره پست و تلگراف تاسیس گردید و مجددا بعد پیروزی انقلاب اسلامی اداره پست و تلگراف از هم جدا شدند.
و اداره پست به منزل شخصی قدرت اله عظیمی وکیل پایه ی دادگستری جنب مسجد جنت سرا به مدیریت جناب آقای بایبوردی از شهرستان اهر و با کارکنان آقای میرزآقا صابری و آقای محمد دهقانی آغاز بکار نمود و در ضمن اداره مخابرات نیز در محل سابق به فعالیت خود ادامه داد .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اداره مخابرات به اداره خیابان دکتر باهنر شمالی و اداره پست به خیابان ایت اله مشکینی انتقال یافت
اداره پست در خیابان آیت الله مشکینی با مدیریت: آقایان روشنی، علی صاحب قلم، فضایل جدی، ولی اسلام زاده(سرپرست) ، اکبر بارنجی، احمد عبدالهی لگرانی، ایمانعلی یزدان پسند، کریم هلالی، پرویز فرزانه یزن آباد که به عنوان مدیر نمونه کشوری انتخاب شده بود خدمت شایانی به این منطقه نمود و همیشه عاشق اهل بیت بوده و در تمام هیئت های مذهبی شرکت فعال دارد.
اداره مخابرات: در انتهای خیابان دکتر باهنر شمالی به مدیریت آقایان: بیات ماکو، هادی وند، بی گناه، علی سلیمانی(سرپرست)، محمد خسروی، حمیدیان، هوشنگ احمدی، آرمان احمدی، علی خسروی، عزیز محمودی جبدرقی مشغول انجام وظیفه بودند.
آقایان میرزاآقا صابری – علی صاحب قلم (رئیس پست وقت ) و محمد دهقانی
در مشکین شهر قبلا هم به علت نبود رادیو و تلوزیون هواپیما هم کار رسانه را انجام می داد مثلا: در روز 25 مرداد سال 1332 دکتر محمد مصدق با رفراندوم عمومی مردم پیروز می گردد، محمد رضا شاه پهلوی به قصد فرانسه از کشور فرار می کند بلافاصله هواپیما از ارتفاع پایین تر اعلامیه های رنگی از هواپیما پخش میکرد و مردم با خبر می شدند که شاه فرار کرده. دوباره در روز 28 مرداد همان سال سپهبد فضل الله زاهدی به عنوان نخست وزیر نظامی کودتا می کند و با دستگیری دکتر محمد مصدق رئیس دولت ملی، شاه وارد ایران می گردد. می توان گفت که از آن طریق اطلاعات کشوری به شهرستان ها مخابره می شد.
سابقا هیچ گونه وسیله ارتباطی و مراسلاتی در کشور رایج نبود تنها مکاتبات از طریق اداره پست و تلگراف انجام میشد با توجه به اینکه نامه به خاطر نبود جاده های ارتباطی و وسایل نقلیه چندین روز طول می کشیدتا به مقصد برسد اما تلگراف وسیله ای بود که تنها از طریق اداره پست و تلگراف انجام میشد و سریع ترین وسیله ارتباطی در آن زمان بود که در مدت 48 ساعت به دست صاحبش می رسید .
آقایان : حسن یاری – حاج احمد گل محمد زاده – تاریوردی موسی قلیزاده (تارو)
با توجه به اینکه در شهر هیچ وسیله صوتی و تصویری در آن زمان موجود نبود اخبار داخلی را توسط جارچی ها که از جمله حسن آقا مرندی و احمد عبداللهی و مسیب شیردل انجام می شد روستائیان و عشایر قبلا با اسب و الاغ به شهر می آمدند و مایحتاج خود را خریداری می کردند و برای پارکینگ اسب و الاغ کاروانسراهای مخصوصی وجودداشت که از هر راس الاغ یا اسب یک ریال می گرفتند و اگر یکی از این حیوانات گم می شد صاحب آن به همراه جارچیان در شهر جار می زدند با لفظ عربی ” ایها الناس خبردار بشوید“ و همه دست از کار می کشیدند تا ببینند جارچی چه می گوید و می دیدند جارچی می گوید خری گمشده هرکس پیدا کند مژدگانی دریافت می کند
به خاطر اینکه در شهر تاکسی وجود ندارد شخصی به نام قدرت شاهوردی معروف به ائل بگی فرزند امن الله که اهل خیاو بود به همراه مسافر یا قبل از او به خانه شخص می رسید و با دادن خبر او مژدگانی دریافت می کرد نامبرده بسیار سریع السیر بود و حرفه دیگر او نیز نظرکشی بود و اگر کسی کسالتی پیدا می کرد به پیش ائل بگی یا پدرش می بردند و انها به شیوه طب سنتی انها را مداوا می کردند
قدرت شاهویردی معروف به ائل بیگی
در این راستا آقای محمد دهقانی خیاوی کارمند اداره پست و تلگراف با دوچرخه شخصی که آن زمان ملزم به اخذ گواهینامه رانندگی دوچرخه سواری بودند و مهارت لازمه را در این راستا به کارمی برد نامه های مشکین شهر را پخش می کرد
اگر یک نفر زائر عتبات عالیه به مکه یا کربلا می رسید فورا به خانواده اش تلگراف می زد یادم می
آید پدرحقیر کربلایی هاشم یعقوبی در سال 1335 عازم زیارت کربلاشده بود تلگراف رسیدن پدرم به کربلا را به خانمان آورد و در آن زمان رسم بر این بود که در صورت دریافت خبر خوش مژدگانی به آورنده خبر داده می شد .
از روسای خوش نام آن دوران آقای صاحب قلم پدر زن اقای غلامحسین محسنی خیاوی که اصالتا اهل تبریز بود که به همراه دو تن از کارمندان اداره پست و تلگراف آقای میرزآقا صابری و محمد دهقانی ودرکنار آقای صاحب قلم در حال انجام وظیفه می باشند
در اینجا چند نمونه از تلگراف های قدیمی را درج می کنیم که یک نمونه ابلاغ سلطانی مرحوم احمد سلطان حمید زاده از طرف حاکم قاجار صادر گردیده بود سابقا عنوان ارتشی را می فروختند مثلا ایشان سلطانی گرفته است
مرحوم عباس گیکلو پدر هوار و هزار پناهی عنوان سرتیپی گرفته بود که در اصلاح محلی (( سرتیپ اوغلی هوار )) می گفتند و سرتیپ اوغلی هزار می گفتند که کارمند شهرداری و آموزش و پرورش بودند
1- علی رئیسی قره درویشلو ( کارمند پست در سال 1335) 2- محمد دهقانی خیاوی ( کارمند پست و تلگراف سال در اول تاسیس1330)-3- غلامحسین صالحی (قلی ) کارمند اداره پست و تلگراف
تاریخ به سرعت می گذرد و شاید همین وسایل ارتباط جمعی نیز روزگاری به تاریخ بپیوندند و با نوآوری هایی که در عرصه رسانه ایجاد می شود روز به روز شاهد وسایل ارتباط جمعی و رسانه ای با سرعت و سهولت هستیم
تلگراف که روزگاری سریعترین وسیله ارتباطی بود امروزه با رنگ و رویی دیگر وارد زندگی مردم شده است و با نام تلگرام به عنوان وسیله ارتباطی سریع در دسترس عموم قراردارد و به لطف تکنولوژی و گوشی های همراه محفل گفتگوهای مجازی و خبررسانی رونق گرفته است
پیشرفت علم وتکنولوژی آنقدر سریع شده است که شاید همین وسایل ارتباطی که امروز داریم نیز پس از چند سال منسوخ شود و رسانه های جدید پا به عرصه زندگی مردم بگذارند
به هر حال مرور تاریخ گذشتگان و نحوه زندگی مردم در گذشته ای نه چندان دور موجب می شود تا قدر نعمت ها را بیشتر بدانیم واز آنها در جهت استفاده بهتر کوشا تر باشیم
شاید چنین به نظر می رسد که امروزه رفت و آمد و صله رحم کمتر در بین خانواده ها وجود دارد اما همین فضای مجازی سبب شده که ارتباطات با شکلی دیگر بیشتر از گذشته نیز باشد
امیدواریم فرهنگ استفاده از وسایل ارتباط جمعی نیز نهادینه شود و همگام با ورود تکنولوزی های جدید به کشور ، فرهنگ استفاده از آن نیز آموزش داده شود .
نصرالله یعقوبی خیاوی











در راستای تائید روایت آقای یعقوبی: در دهه ۴۰ که هنوز وسائط نقلیه باربری از قبیل وانت و کامیونت و خاور و …… در شهرستان مشکین شهر نبود لذا کشاورزان و باغداران روستا های دور و نزدیک محصولات شان را جهت فروش بار الاغ و گاهی هم اسب نموده به شهر می آوردند و پس از فروش محصولات الاغ یا اسب خود را در کاروانسراها با اجرت ۱یا۲ ریال می بستند و جهت خوردن ناهار و یا اقامه نماز میرفتند و در این فرصت چند نفر (دو و سه نفر ) به دزدیدن الاغ و… اقدام مینمودند و صاحب حیوان مفقوده (دزدیده شده ) دست به دامان جارچی شهر میشد و جارچی در حالی که صاحب الاغ ناراحت و مغموم را در کنار خود داشت اینگونه جار میکرد:
ایهاالناس از صغیر و از کبیر (چند ثانیه مکث ) اشیدون، خبردار اولون و بیلون؛ بیر دنه بوز ائشک پالانی اوسته ایتیب که بو کیشینین دی هر کس تاپیب و گتیریب وئرسه،( چند ثانیه مکث ) ایکی تومن موشدلیقی دی و پس از طی چند ده قدم دوباره تکرار میکرد: ایها….. خلاصه تا پیدا شدن حیوان گم شده این خبر باطلاع مردم می رسید تا اینکه آقای دزد الاغ را می آورد و به دروغ میگفت که مثلا در خیاوچایی پیدا کرده ام و برای اهالی شهر که اکثرا همدیگر را میشناختند سوال بود که چرا حیوانات گم شده را همیشه یکی از این چند نفر پیدا میکند؟ بالاخره کشاورز بیچاره که از ساعات اولیه نصف شب راه افتاده و کل محصول خود را ده یا پانزده ریال فروخته باید ۵ ریال هم روی آن گذاشته و به دزد الاغ خود بپردازد!