ایلقار نیوز : مدتی است عادتم شب زنده داری است، اما از شما چه پنهان، نه برای اقامه نماز شب، که برای افزایش تعداد اعضای گروه تلگرامی که قرار است مرا – البته شاید، یعنی باید، دست به دعا هستم که خدا کند و خلاصه هر طور که شده – به صندلی شورای شهر برساند… چشم هایم پلک نمی زند، انگشتم از حرکت باز نمی ایستد، هیاهوی بچه ها و غرزدن های عیال هم جلودارم نیستند… هر نفری که joined می شود مُمِدّ حیات است و چون left می دهد مایه ی عذاب…
القصه شبی باز دست به تلگرام بودم چونان شیری که بر شکار فائق آمده و سرمست از این که چهل و اندی نفر به گروه آمدند و ماندند، تا این که دستم خورد به لینک کانال رونوشت متعلق به برادری که هم فاضل است و هم فلسفی، و آخرین پیام این کانال بود که پتکی بر سرم کوبید و ورق را برگرداند: پیام متعلق به بنیاد مهرجویان بود
پیام سرشار از تمنا و خواهش و التماس بود، به صد زبان درخواست کمک می کرد با نام مولا علی(ع) درویشی می کرد، مستقیم و بی پرده پول می خواست، آن سان که گویی اگر صاحب پیام پیش تو بود دستت را می بوسید… اما جنس ماجرا فرق داشت: نام زیبای دو دختر از دو خانواده که در فقر و تنگنای مطلق هستند، هر دو بی سرپرست و محتاج به نان شب و از بد روزگار هر دو محتاج به کاشت حلزون تا زبانشان بند نیاید و بتوانند بشنوند. مبلغ مورد نیاز هرکدام هم کم نبود: ۲۷ میلیون تومان!!
بنیاد مهرجویان ملتمسانه تقاضا می کرد که معلمان هرچه می توانند کمک کنند تا این دو طفل معصوم که باید جهت کاشت حلزون به تهران اعزام شوند دست خالی نمانند…
ترمزم را کشیدند و «نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم»، اندکی به خود آمدم که من و بنیاد مهرجویان هر دو در التماسیم، اما این کجا و آن کجا!
دور از انسانیت دیدم که به زبان قلم شکسته، دست مریزادی نگفته باشم به استاد حاج غلامحسین زنده دل و یاران زنده دل ایشان در بنیاد مهرجویان مشگین شهر، که فارغ از هیاهوی شهر، به اندازه ی صد برابر تمام اعضای شورای شهر – سهل است که کاندیدای شورای شهر! – در گمنامی و بی نشانی به دنبال دردمندان می گردند و تا جایی که در توان دارند به مددشان می شتابند و در این راه از همه ی آبروی خود هزینه می کنند. خداقوت و علی یارتان …
اما بازهم گلی به جمال معلمان شهر خودم که پا به پای این عزیزان هر ماه از حقوق خودشان مبلغی را به این مهم اختصاص می دهند …
من از اوضاع آن دو طفل معصوم خبر ندارم، ۲۷ میلیون هم ندارم که تقدیم کنم شما اگر خواستید بدانید چه خبر است، با بنیاد تماس بگیرید … یا علی مدد
امشب تلگرامم رنگ شرم داشت تلنگری خورده بودم عجیب، هرچند در میان دنیایی از حزن و اندوه در جستجوی آن بودم که چگونه ۱۲۰۰ نفر عضو کانال رونوشت آقای فلسفی را به گروه خودم اضافه کنم ! …
فارغ از تمام آنچه نوشتم عرض می کنم حاج آقای زنده دل بزرگوار و اعضای محترم بنیاد مهرجویان ! خداقوت و خوشا به حالتان






