مانع ۲۰میلیاردی راه‌اندازی پروژه ملی زمین‌گرمایی مشگین‌شهر

تولد نوزاد ۵ کیلویی در بیمارستان ولیعصر مشگین‌شهر از یک مادر دیابتی

نفی پیشوا / آخرین تیر ترکش حلقه احمدی نژاد

منحصر به‌فردترین زیپ لاین شمالغرب کشور در لاهرود مشگین‌شهر کلنگ‌زنی شد

کوه سبلان محور برنامه‌های گردشگری زمستانی مشگین‌شهر

پاسخ یونس اسدی به برخی سوالات مطرح شده در فضای مجازی

زندگیی نامه و آثار عالم ربانی مرحوم حضرت آیت الله سید محمود نوری زاده(ره)

  کهنه قلعه نیازمند همکاری همه مردم فرهنگ دوست مشکین شهر است

دومیلیارد و چهارصد میلیون تومان اعتبار، بیش از ۱۷ میلیارد تومان حجم کارانجام شده

زمینه ایجاد استان آذربایجان شمالی فراهم شود

مراسم شیرخوارگان حسینی به یاد علی اصغر(ع

پایانی برای یک فتح / فتحی برکنارشد

کد خبر: 26970 | تاریخ انتشار: ۱۸:۳۶:۲۴ - پنج شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ | بدون نظر | |

نامه سرگشاده مدیر امور اقتصادی و توسعه سرمایه گذاری شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان:

شرکت مغان هویت ماست ، شرکت مغان مهریه مادران ماست ، شرکت مغان محل بازی سیاسیون نیست

بنام خدا

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم                      نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم .

جناب آقای علی اشرف عبدالله پوری حسینی – رئیس کل محترم سازمان خصوصی سازی ایران

با سلام و عرض ادب

در این روزهای دلتنگی و حقارت به خاطر خصوصی سازی یا بهتر بگویم خصولتی سازی یکی دیگر از بنگاههای اقتصادی کشور به قیمت بسیار ناچیز که داد همگان را برآورد و هنوز نکبت و بدبختی ناشی از فروش اسبهایی به قیمت نعل به بهانه اجرای اصل مترقی ۴۴ قانون اساسی در هفت تپه و اراک و … ، که هنوز به گوش هوش نرفته بود ، یکی دیگر از بنگاههای اقتصادی و اجتماعی کشور در شمالی ترین نقطه ایران و در نقطه صفر مرزی – به قول عزیزی – به قیمت دو پفک نمکی از قرار هر متر مربع به فروش رفت و همگان را در بهت و حیرت فرو برد ، قصد پاسخگویی به این همه بی مهری و تظلم را نداشتم و سکوت را بر فریاد بی پاسخ ترجیح میدادم که :

وقتی سکوت رسم بهنجار زندگی ست                  آهی مکش که طعنه به هنجار می زنی  .

از روزی که زمزمه واگذاری شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان به بخش خصوصی مطرح شد ، در قالب یک آسیب شناسی ، بایدها و نبایدهای این واگذاری را به گوش مسئولین و تصمیم گیرندگان رساندم و پیامدهای این تصمیم مهم ، اما شتابزده را به دولتمردان گوشزد کردم اما حیف که مثمر به ثمر نیفتاد .

خزان را به قیمت جان جار می زنید اما

بهار را به پشیزی نمی خرید از من

این درد بی توجهی دولتمردان دولت تدبیر و امید از یک سو و درد مصاحبه های توهین آمیز و گزک دادن ها به عزیزانی چون شما از سوی دیگر باعث شد که حقیر سکوت را بشکنم و علی رغم میل باطنی ام این رنجنامه را به رشته تقریر درآورم .

جناب رئیس کل ، من بیش از پانزده سال است که خاک مغان را میخورم ، خاکی که برای ما زندگی و هویت بخشیده است . شاید از اولین کسانی هم بودم که برای پیروزی دولت دکتر روحانی قدم پیش نهادم ، چرا که آلام و دردهای آن دولت بی تدبیر را هم چشیده بودم . من و امثال من به خاطر نجات این کشور از شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل ، رنج های دوران خوردیم و شب و روز برای پیروزی اش از حیثیت خویش مایه گذاشتیم و همچنان در همان جایگاهی که بودیم هستیم و کمی هم فروتر . اما شما به واسطه حضور تشریفاتی تان در ستاد روحانی به جایگاه فعلی رسیده اید . بسیار بی انصافی ست که از تریبون دولتی که برای آن جانفشانی کرده ایم این چنین مورد بی مهری و توهین و تحقیر قرار بگیریم . لطفاً مصاحبه هایی که بعد از واگذاری شرکت مغان به خریداری با هویت نامعلوم انجام داده اید را مرور بفرمایید !!!

« کشت و صنعت مغان به اندازه دو پفک برای دولت خیر نداشته است ، به یک ریال هم که باشد شرکت را خواهم فروخت ، مدیران میانی شرکت دزدند و …. » .

جناب رئیس کل عزیز  ضمن احترام به سن و بزرگی تان و جسارت این حقیر ، بی شرمی و گستاخی تا این حد ؟ ! چرا فکر می کنید که ما نمی فهمیم ؟ آیا بخاطر این است که ما نجابت به خرج می دهیم و درصدد پاسخ به شما نیستیم ؟ از بزرگی مثل شما انتظار خویشتن داری ست نه توهین و اهانت .

ای واعظ شهر از تو پرکارتریم

با این همه مستی زتو هشیارتریم

ما خون رزان خوریم و تو خون کسان

انصاف بده کدام خونخوارتریم .

جناب رئیس کل ،  انصافاً شرکت مغان به اندازه دو پفک برای مردم سودی نداشته است ؟ نمی دانید یا خود را به نادانی زده اید ؟!

به برکت شرکت مغان هزاران نفر به صورت مستقیم در این شرکت اشتغال داشته و الان بازنشسته اند و هر خانوار این جمعیت نزدیک به چهارصد هزار نفری از این شرکت منتفع شده اند ، در حال حاضر بیش از دو هزار نفر در این شرکت اشتغال مستقیم دارند و بیش از صد هزار نفر اشتغال غیر مستقیم . به برکت شرکت مغان ، کشاورزان منطقه کشاورزانی پیشرو شده اند که در تامین چندین محصول استراتژیک رتبه اول کشوری را دارند . به برکت شرکت مغان سه شهرستان و چندین شهر و آبادی در نقطه صفر مرزی ایران عزیز شکل گرفته و شهرستان پارس آباد جزو پنج شهر مهاجر پذیر ایران شده است . به برکت شرکت مغان ، امن ترین مرزهای کشور عزیزمان ، مرزهای شمالی کشور است . به برکت شرکت مغان و با پول این شرکت جاده ۲۵۰ کیلومتری پارس اباد به اردبیل ساخته شده است و دهها مدرسه و مسجد و …. . به برکت شرکت مغان سالانه بیش از چهار میلیون تن انواع محصولات کشاورزی تولید و به جای جای کشور سرازیر می شود . به برکت شرکت مغان سالانه نزدیک به سی میلیارد تومان به عنوان مالیات به دارایی و خزانه کشور واریز میشود ، بیش از ده میلیارد تومان به شرکت بهره برداری آب تزریق میشود ، چندین میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی و … . آیا شرکت مغان به اندازه دو پفک برای مردم و دولت خیری نداشته است ؟! کدامین بخش خصوصی این کشور در حد و اندازه شرکت مغان ، برای تامین خرج دولت این همه سود و مالیات و بیمه و … پرداخت می کند ؟ این همه اشتغال پایدار درست می کند ؟ اگر دارد لطفاً مصداق آن را اعلام بفرمایید .

به اندازه یک ریال از دولت ، کمک دولتی نمی گیرد و سالانه ۵۰ درصد سود شرکت به خزانه واریز می شود.  این ارقام برای خیلی ها که با اعداد نجومی نفت سر و کار دارند ممکن است خیلی دهن پرکن نباشد ولی برای ما که در سنگر مستقیم مبارزه با دشمن هستیم و هر پتکی که زده میشود اولین آن بر سر ما تولیدکنندگان کوبیده میشود ، بسیار باارزش است .

شرکت مغان هویت ماست ، شرکت مغان مهریه مادران ماست ، شرکت مغان محل بازی سیاسیون نیست محل ارتزاق  و گذران زندگی و معیشت مرزداران غیور ماست ،آن را بفروشید اما نه به یک دینار !!! .

مقصر اصلی این بازی شما نیستید ، مقصر کسانی هستند که نتوانستند این آب و خاک را برای تولید این کشور ، برای ترویج کشاورزی نوین این مرز و بوم ، برای تحقیقات کشاورزی و برای سربلندی و استقلال و عزت نگه دارند .

این بخش کوچکی از برکات شرکت مغان است که من حوصله برشمردن بقیه را ندارم .

شما بفرمایید با آن سازمان عریض و طویل خصوصی سازی یا بهتر بگویم خصولتی و اختصاصی سازی تان چه گلی کاشته اید ؟ آیا غیر از این است که با پول این بیت المال جز نکبت و فقر و فلاکت و بدبختی و ایجاد رانت به عده ای محدود ، هدیه دیگری نداشته اید ؟ اگر خواستید مصادیق آن را برای شما عرض می کنم  .

شما بیش از ده سال این پهلوان را بدون آب و غذا نگه داشته و به بهانه خصوصی سازی اجازه سرمایه گذاری را ندادید و الان این پهلوان را به زمین زده و احساس غرور می کنید !  غرورتان مستعجل است چرا که پهلوان زمین می خورد اما زمین نمی خورد مثل خیلی ها .

مدیران میانی شرکت را دزد خطاب نمودید و چه ناجوانمردانه و بدون محاکمه . ای کاش دارایی کل مدیران این شرکت و دارایی خیلی ها را به تنهایی به ترازو بکشند تا سیه رو شود هرکس که در او غش باشد .

گیرم که خلق را به طریقی فریفتی               با انتقام قهر طبیعت چه میکنی ؟

و سخن آخر اینکه می دانم که دیگر دولت بخت تان مستعجل است و سودای نمایندگی به سر داری . انشاء الله رودرروی هم با هم سخن خواهیم گفت  .

 

ایام عزت پایدار

اسلام بابائی

مدیر امور اقتصادی و توسعه سرمایه گذاری شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر

نظراتی که حاوی توهین و تضییع حق بوده یا ضعیف و دارای بار حقوقی باشد، تائید نخواهند شد


آخرین اخبار