احمدیان رئیس اداره بهزیستی مشکین شهر : ۲۷۳۸ نفر معلول تحت پوشش داریم

موافقت با شهر شدن آلنی / مرکز دهستان مشگین شرقی به روستای بیجق تغییر یافت

جشنواره توانمندی های عشایر مشکین شهر برگزار شد

مدیریت جهادی که پویایی رابه کشت وصنعت مغان بازگردانده است

وضعیت سد سبلان بلاتکلیف و آزاردهنده است

ضرورتهای گردشگری مشکین شهر

۲۶ درصد از اعتبارات ستاد بازآفرینی شهری استان به شهرستان مشگین شهر اختصاص یافته است

گره کور در انتخابات مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه مشگین شهر

محرومیت شهرستان مشگین‌شهر در حوزه سلامت 

دستگیری باند کلاهبرداران اینترنتی در مشگین شهر

آماده خرید امتیاز تیم فوتبال ماشین‌سازی تبریز هستیم

مشگین توریستی چالش ها و فرصت ها

کد خبر: 27471 | تاریخ انتشار: ۱۱:۲۲:۵۱ - پنج شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۲ نظر | |

گفتگو با صمد رحمانی خیاوی :

الهام بخش تمام نوشته هایم مشکین شهر است

ایلقارنیوز : در یک عصر زیبا ، دکتر صمد رحمانی دعوت ما را برای نشستن پای صحبتهایشان قبول کردند. تجلی مثال هر چه پربارتر، سرش فروتر را به وضوح در رفتار و گفتار صمیمی دکتر می توان دید.

بجز بزرگواری و تواضع چه چیز می تواند دکتر رحمانی را پای مصاحبه ما بنشاند. به رسم دیرین آشنایی سوال اولمان: دکتر رحمانی از زبان خودش؟

صمد رحمانی خیاوی متولد ۱۳۳۴ ، خانه پدری محله چایپاره ، ابتدایی را در دبستان منوچهری ، دوره اول را دبیرستان منوچهری ، دوره دوم دبیرستان را در دانشسرای مقدماتی تبریز درس خوانده ام. بلافاصله بعد از اتمام دانشسرا دوره ی سپاهی گری را در لاهیجان شروع کردم. و در آنجا با نویسندگان مشهور آن زمان آقایان تنکابنی و هادی جامعی که نشریه باران را چاپ می کردند آشنا شدم.

از دوران دبستان علاقه ی زیادی به خواندن کتابهای غیردرسی و رمانها داشتم. می توانم بگوییم که آشنایی با رمانهای روسی تأثیر زیادی بر شخصیت من داشت و تکلیف مرا در مورد اینکه کجای زندگی ایستاده ام و به کدام جهت می خوام و باید حرکت کنم روشن کرد.

بعد از اتمام سپاهیگری موقعیتهای متعدد شغلی برایم پیش آمد اما علاقه ی قلبی من به آموزگاری باعث شد که عاشقانه معلمی را انتخاب کنم. قلب من پیش معلمان و شاعران بود برای همین نه رشته ای دیگر برای تحصیل می خواستم نه شغلی بجز معلمی.

جدایی از شعر و ادبیات برایم ممکن نبود تا اینکه در سال ۱۳۵۷ در رشته ادبیات دانشگاه تبریز پذیرفته شدم ولی به دلیل انقلاب فرهنگی وقفه در تحصیل در سال ۶۴ فارغ التحصیل شدم و پارس آباد مغان را به عنوان محل خدمت انتخاب کردم (۱۳۶۴).

قرار بر دو سال خدمت من در منطقه محروم پارس آباد بود ولی ۸ سال در آنجا ماندگار شدم چرا که بعد از دو سال وقتی وسایلم را بار زده بودم دانش آموزانم در جلوی ماشین خوابیدند که برای رفتن باید ماشینت از روی ما رد شود این صحنه آنقدر مرا متأثر کرد که از رفتن منصرف شدم.

نگاه دکتر به دور دستها سفر می کند و از مردمان پارس آباد مردمانی پر احساس و عاطفی یاد می کند. دکتر رحمانی در سال ۱۳۷۴ به تبریز برمی گردد و تحصیل را در مقطع ارشد ادامه می دهد ادامه در مقطع دکترا به دلیل شرایط سنی ممکن نمی شود.

* دکتر در سال ۱۳۶۰ با دختر عمۀ خود سرکار خانم تلی فقیری ازدواج میکند و از اینکه این ازدواج به صلاحدید پدر انجام شده و ازدواج موفقی بوده با رضایت خاطر یاد می کند.

ثمره ازدواج دکتر ۴ فرزند است و دکتر نهایت رضایت را از فرزندانش دارد چیزی که امروزه خیلی کم در جامعه دیده می شود. فرزندان ، فرزندان خلف پدر هستند و هر ۴ نفر در حوزه ی کتاب و ادبیات و نویسندگی فعالیت دارند. دکتر، فعالیت فرزندان خودش را مطرح می کند و چه دل بزرگی دارند پدران…

یک پدر شخیص و اهل قلم ، یک پدر موفق ، که حواسش به تمام ابعاد زندگیست ، حتی حسهای فرزندانش.

* اگر پاک کنی به دکتر رحمانی بدهند کدام مسیر گذشته زندگی اش را پاک می کند؟ زندگی دوران سیاسی را خط می زنم ، بی فایده بود سیاست یک علم است که سیاستمداران باید به آن بپردازند نباید ابزاری باشد.

* رسالت دکتر رحمانی ؟

در اندازه خودم دنیا را از زشتی ها پاک کنم و حتی اگر یک نفر را با قلمم آگاه کرده باشم برایم کافیست.

از دیدگاه دکتر رحمانی ، اوج ادبیات معاصر ایران دهه ی ۴۰ بود، که با بزرگانی همچون غلامحسین ساعدی ، بهرام صادقی ، رضا براهنی ، شاملو و … به اوج شکوفایی خود رسید. ادبیات مانند رودیست که هیچگاه نمی ایستد و همواره راهی برای جاری شدن پیدا می کند.

فضای مجازی باعث کاهش کتابخوانی شده است و PDF ها را جایگزین کتاب کرده است ، چیزی که در کشورهای خارجی دیده نمی شود.

کتاب جایگاه واقعی خود را ندارد و فرهنگ استفاده از اینترنت و فضای مجازی درست نیست.

* تعداد تألیفات دکتر رحمانی ؟

۲۶ تألیف و ترجمه و مقاله

* شاهکار این تألیفات؟

برای یک نویسنده هر کتابی مانند یکی از فرزندان برای پدر است هر کتابش را به بهانه ای و شکلی متفاوت دوست دارد. اما رمانهایم را بیشتر دوست دارم:

۱) “دؤردومونجوسو یولدادی” (چهارمی در راه است) که با نام “گوللی” توسط خانم دکتر لیلی موحد به فارسی ترجمه شده است خاطرات صمد رحمانی از کودکی ، خانواده ، معلم ها و زندگیش

۲)سئومه یه واقت یوخ که با نام (برای دوست داشتن دیر نست) به وسیلۀ خانم دکتر نسیم جعفرزاده به فارسی ترجمه شده است.

۳) بیر سوگی ماجراسی

۴) یونگول محبت

* بهترین معلم های صمدرحمانی ؟

آقای مرحوم کیکاوس رحمانزاده در دوران ابتدایی، آقای پرویز محسنی در دبیرستان و دکتر رضا انزابی نژاد در دوران دانشسرا.

دکتر رحمانی تألیفات بسیاری را به سفارش نهادهای آموزشی و ادبی دارد و معتقد است که استقبال مردم از کتابهای ترکی کم است چرا که فروش رمانهای ترجمه شده دکتر به زبان فارسی بیشتر از اصل کتابهای ایشان در زبان ترکیست و شاید دلیل اصلیش سخت بودن خواندن به رسم الخط ترکی است و عدم آموزش رسمی زبان مادری از سالهای اولیه تحصیل.

صمد رحمانی به دعوت دانشگاه دولتی آذربایجان عازم آن کشور می شود و برای موضوع پایان نامه ارشد دکترای افتخاری دریافت می کند این دعوت و استقبال انگیزه ای می شود برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا در کشور آذربایجان که در سال ۱۳۸۷ فارغ التحصیل مقطع دکترا می شوند و پایان نامه ای با عنوان “معاصر ایران آذربایجان حکایه لرینین تدقیقی و تحلیلی” ارائه می دهند که که با نام «بررسی داستانهای کوتاه در ادبیات معاصرآذربایجان ایرن» به ترجمه ی دکتر لیلی موحد به فارسی در می آید و هم اکنون در دانشگاهها به عنوان منبع مورد استفاده قرار می گیرد.

* مشگین شهر برای صمد رحمانی ؟

الهام بخش تمام نوشته هایم. مشگین شهر سابقه ای درخشان از نظر ادبیات دارد. مرزبان نامه را سعدالدین وراوینی (ورای نام قدیم مشگین) ترجمه کرده است . میرزا فتحعلی آخوندزاده ، مدتی در لاهرود مشگین شهر نزد آخوند میرزا علی اصغر تربیت شده که نام خانوادگی خود، آخوند زاده  را از این آخوند گرفته که بعداً در تفلیس ساکن شد و اولین نمایشنامه خاورمیانه به زبان ترکی را ایشان نوشته اند.

و در حال حاضر شخصیتهایی چون نادر الهی ، نگار خیاوی، کامیل قهرمان اوغلی ،‌کیان خیاو ، استاد حسن نورمحمدی، مقصود اثنی عشری، یعقوب نیکزاد، ثریا خلیق، سحر خیاوی ، برادران پوراکبر (رحمان، کریم رحیم ) ، حافظ خیاوی ، فریبا ابراهیمی، سلیم زحمت دوست، مجتبی جهانی،  چهره های درخشان ادبی این دیار هستند.

* و شاه بیت زندگی دکتر رحمانی ؟

خنده ام بینی ولی از گریه دل غافلی              خانه ی ما از درون ابر است و بیرون آفتاب

ممنون و مدیون وقت گران قیمت دکتر رحمانی هستیم که به دیده لطف دعوت ما را قبول کردند. و بیان شیرین و همراهی متواضعشان خاطره ای زیبا را در روزهای کاری ما برایمان یادگار گذاشت.

 

مصاحبه : موحد- عطایی

 

 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲ ديدگاه مطلب براي " الهام بخش تمام نوشته هایم مشکین شهر است " ارسال شده است.

  1. mohser گفت:

    بسیار عالی

    با آرزوی سلامت وطول عمر برای استاد
    موفقیت شما را آرزومندیم

  2. نونهال گفت:

    خیلی خوب و صمیمانه

    با تشکر

ارسال نظر

نظراتی که حاوی توهین و تضییع حق بوده یا ضعیف و دارای بار حقوقی باشد، تائید نخواهند شد


آخرین اخبار