ایلقار نیوز: به نقل از از مشکین سلام،مشکین سلام: آقای زین العابدین در ابتدا از این که
قبول فرمودی این مصاحبه با شما صورت بگیرد سپاسگزاریم. اجازه می خواهم سوال اولم را چنین آغاز کنم علاقه مندیم معرفی خودتان را از زبان خودتان بشنویم.
زین العابدین: علی زین اعلابدین هستم، دهقان زاده ای از دیار مشکین شهر از توابع آذربایجان.
مشکین سلام: چگونه شد که به فکر نوشتن کتاب خاطرات دوران دفاع مقدس افتادید؟
زین العابدین: سال ها بود که این فکر مرا به خود مشغول کرده بود و احساس می کردم که یک تکلیف و دین انجام نداده ای دارم و می بایست آن را انجام می دادم. این احساس وظیفه بار سنگینی بر دوش من گذاشته بود تا این که در اواخر ۱۳۹۱ تصمیم گرفتم تصحیح و تنظیم خاطرات دوران دفاع مقدس را جزء کارهای روزمره خود قرار دهم.
مشکین سلام: نوشتن این کتاب چقدر طول کشید ؟
زین العابدین: تقریبا ۶ ماه.
مشکین سلام: کتاب چند صفحه است ؟
زین العابدین: جمعا ۵۱۲ صفحه
مشکین سلام: چرا اسم نیمروی جنگ را برای کتاب انتخاب کردید و اسم دیگری را انتخاب نکردید؟
زین العابدین: چون تا حالا هر چه درباره ی جنگ و واقعیت های آن نوشته و گفته شده است فقط یک وجه آن و یا به تعبیری نیم روی آن بوده و نیم روی آن نانوشته و ناگفته مستور مانده است. و اگر این روال ادامه یابد نیمروی آن توسط نسلی روایت و تحلیل خواهد شد که کم تر شناختی از واقعیت جنگ خواهد داشت.
مشکین سلام: اما روی جلد کتاب شما آن را به ژانر کتاب های طنز دفاع مقدس شبیه کرده است. واقعا قصد داشتید از روزنه ی طنز به دفاع مقدس بپردازید؟
زین العابدین: نه چنین قصدی نداشتم که از جنبه های طنز دفاع مقدس عبور کنم و تک ساحتی و یک بعدی به خاطره نویسی بسنده کنم.
مشکین سلام: منظور شما از تک ساحتی و یک بعدی چیست؟
زین العابدین: منظورم این است که اغلب کتاب هایی که در ژانر دفاع مقدس نوشته می شود، نگاهی قدسی و فرازمینی به جنگ و ماوقع آن دارند و بازیگران و صحنه گردانان آن سناریوی پیچیده را انسان های عرشی و دست نیافتنی معرفی می نماید. گو این که همین بچه های این کوی و برزن و این شهرها و روستاها نبوده اند و از کرات دیگر آمده اند. من معتقدم جنگ هم ابعاد زمینی داشت و هم ابعاد فرازمینی، هم عرشی بود و هم فرشی، آن هایی که چنین صبغه ای به جنگ ۸ ساله داده اند، خدمتی به آن نکرده اند.
مشکین سلام: کتاب شما همین ویژگی را دارد ؟
زین العابدین: من سعی کردم راوی صادق باشم، تا این که خواننده کتاب، با همان دید ساده و زمینی اتفاقات آن ایام را مطالعه کند. حتی بسیار پیش تر یک خواننده کتاب با من تماس گرفته، ضمن ابراز محبت ها، گفت که اگر فلان خاطرات را چنین می نوشتید و چنان به پایان می بردید خیلی جذاب می شد!! من در پاسخ گفتم فلانی من داستان نویس نبوده ام که شخصیت پردازی کنم و داستان را طوری بنویسم که خواننده را به دنبال خود بکشد. من خاطره ای را نوشتم به همان سیاق که رخ داده است. مجاز نبودم خاطره ای را آرایش و یا پیرایش کنم.
مشکین سلام: بنابراین شاید همین ویژگ باعث شده که مرکز حفظ آثار دفاع مقدس نسبت به کتاب شما حساسیت نشان دهد و آنرا به چاپ نرساند؟
زین العابدین: نمی توانم صریح قضاوت کنم. ولی به گمانم چون نویسنده این کتاب علی زین العابدین بود لذا اجازه ندادند که با نام مرکز حفظ آثار دفاع مقدس به چاپ برسد.
مشکین سلام: خودتان با هزینه شخصی آن را منتشر کردید؟
زین العابدین: بلی.
مشکین سلام: یعنی چون شما اصلاح طلب بودید با چاپ کتاب تان موافقت نکردند؟
زین العابدین: شما چنین فرضی کنید.
مشکین سلام: آقای زین العابدین از اینکه یکی از رزمندگان پیشکسوت آن دوران هستید چه احساسی دارید ؟
زین العابدین: احساس افتخار.
مشکین سلام: حتی بعد از اینهمه بی مهری؟
زین العابدین: بله آگر بنا باشد که به یکی از فرازهای زندگی ام ببالم همان ایام است که در رکاب انسان های وارسته ای چون شهدای عزیز بوده ام و این یکی از سندهای افتخار در زندگی من هست. جبهه و جنگ ایثار و شهادت متعلق به این جناح و آن جناح ندارد. فرمودید بی مهری، اتفاقا لذت در همین جاست که انسان در غیاب آن مردان بی ادعا، سرباز فراموش شده ای باشد در کنج عزلت ملامت ها و سرزنش ها. اما خدا می فرماید الم یعلم بان الله یری.
مشکین سلام: با وجود چنین بی مهری ها و بعضا ظلم هایی که در حق شما روا داشته اند، اگر روزی داعش یا هر نیروهای مهاجم دیگری بخواهد این کشور را تهدید کند شما باز هم لباس رزم بسیجی خواهید پوشید؟
زین العابدین: صد البته که می پوشم. من اصلاح طلب اگر حرفی دارم در چارچوب کشورم است و اگر بنا باشد این مرز و بوم مورد تعدی جاهلانی چون داعش قرار گیرد، اصلاح طلب و اصول گرا در یک سنگر و با یک اراده ی واحد در مقابل دشمن صف آرایی می کنند. این مطلب م را یاد مصاحبه دکتر زیبا کلام در تلویزیون انداخت. مجری از وی پرسید اکنون که آمریکا ایران را تهدید به حمله کرده است اگر آن ها به ایران حمله کنند چه می کنید؟ بلافاصله پاسخ داد: لباس بسیجی می پوشم و با سربازان آمریکایی می جنگم.
مشکین سلام: از جنگ سخن به میان آوردید، دوران دفاع مقدس ۸ ساله را چگونه می توانید توصیف کنید؟
زین العابدین: به قول شهید آوینی: “دوران حکومت عشق!”
مشکین سلام: دل تان هم برای آن روزها تنگ می شود؟
زین العابدین: خیلی!
مشکین سلام: بیش تر یاد چه چیزی می افتید؟
زین العابدین: یاد یاران صادقی که خاکی بودند و به رنگ خاک.
مشکین سلام: اما اینک یک جریانی همه آن ها ارزش ها را به نفع جناحی خاص مصادره می کند، به نظر شما این کار صحیح است؟
زین العابدین: ابدا! جبهه و جنگ و ایثار و شهادت را هیچ جناحی نمی تواند مصادره کند. چون این جناح نبود که دفاع کرد، جریان نبود که می رزمید. بلکه همه ی مردم ایران یک دل و یک رنگ با انسجام و وحدت ملی به دفاع از حریم این مرز و بوم برخاستند. اصلا در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست که فداکاری های یک ملت را تا حد انتفاع جناحی یکی از جریانات حاکم تنزل دهند.
در هر سیستم حکومتی وقتی به پای ایثار و قهرمانی می رسند، همه زانوی تعظیم و تکریم می زنند، از هر حزب و از هر جناحی، این نحوه ی رفتار و هزینه از اعتبار کسانی که جان در طبق اخلاص نهاده و برای سربلندی نظام و ملت جنگیده اند قبل از آن که خدمت به آنان باشد، ظلم مضاعف است در حق آن ها و آرمان هایشان.
مشکین سلام: خود شما هم چنین هستید؟ آیا در مجادلات سیاسی از هویت رزمندگی و جانبازی خود مایه نمی گذارید؟
زین العابدین: هرگز! من در مجادلات سیاسی و رقابت های جناحی در هیبت یک شهروند معمولی ظاهر می شوم و ابدا نخواسته ام جانبازی و جبهه و رزمندگی خود را چماقی بر روی سر رقبا قرار دهم. اصلا اگر من به جبهه رفته ام این وظیفه ی من بوده، نمی توانم کسی را از این بابت منت دار خود سازم و فضل و رجحانی نسبت به خود قایل شوم.
مشکین سلام: اگر اجازه بدهید خاطره یا خاطراتی از کتاب تان را در سایت درج نماییم.
زین العابدین: اختیار دارید.
مشکین سلام: مجددا از این که مصاحبه ی کوتاه را با ما انجام دادید سپاسگزاریم.
زین العابدین: زنده و مؤید باشید انشاءالله.







مرد سیاست اول مشکین سلام بر شما امیدوارم موفق باشید
ضمن تشکر ازز مشکین سلام جناب اقای زین العابدینی مسله بسار مهمی را پاسخ ندادند و یا خبرنگار شما نپرسیده ……….نظرایشان را در باره ولایت مطلقه فقیه باید می پرسیدید که اعتقاد و التزام عملی به ولایت در ایشان تا چه حداست چونکه ایشان برابر بند سه ماده ۲۸ ردصلاحیت شده اند
جناب اصلان زین العابدین هیچ ایا احمدی نزاد داشت اگه داشت ۱۱ روز قهر نمیکرد با ولایت شورای نگهبان اول باید او را تنبیه بکنه نه استاد ما را جالبه چرا شما ان زمان دلواپس نشدی برادر من خودتونو اصلاح کنید مردم دیگه به حرفهای شما ارزشی قائل نیست
اگر ترازوی سنجش مقدار اعتقاد و التزام عملی به ولایت و یا هرچیز دیگر در دست جناح رقیب باشد که همیشه هم در دست جناح رقیب بوده .در رقابت انتخاباتی به راحتی می تواند کم فروشی بکند .من هم به عنوان یک سئوال از مستر aslanمی پرسم اعتقاد و التزام عملی و تئوری شما در مورد مذکور تا چه حد است.؟لطفا حد وحدود این اعتقاد را هم مشخص نمایید.من از طرف حاج علی به سئوال شما پاسخ خواهم داد
اقای زین العابدین انصافا خاکی است اصلا بهتر است اسمش را بگذارند “علی خاکی”
اقای زین العابدین،شما درست است که جبهه دیده هستید و فعالیت سیاسی هم انجام دادید، و … ، اما فعالیت سیاسی جنابعالی بیشتر به ضرر این شهر بوده تا نفعش، و عقد اخوت شما با اقای اسدی هم جنین رنک و بویی داشت تا جریان و فکر اصلاح طلبی، اکر تا به حال دوست داشتنی بودید حتما تا به حال مردم مشکین به شما رای می دادند اما جنین نشده است،این مردمی که به اقایی رای دادند اما به شما هرکز،فکر نمی کنید که این اتفاق بیشتر به عملکرد تاریخی شما در قبال مردم بر می کردد و یا حتی مربوط به ابعاد مختلف شخصیتی شما وابسته بوده است،هم اکنون مردم مشکین و حومه به دلیل حمایت سه سال قبل تان از ی اسدی زیاد به شما و فعالیت تان دلخوش نیستند.
تحلیل خوبی نیست.
حمایت حاجی از آقای اسدی دل خیلی از دوستدارانش را آزرد
حاجی کسی نیست که با این شخصیت از امثال اسدی حمایت کند و در این مورد حق با شماست اما اینکه چرا در انتخابات موفق نشد دلیلش فقط حضور استاد حایری در انتخابات بود.
هر کس از الفبای انتخابات مشگینشهر مطلع است باور دارد در آن سال اگر استاد نمیآمد حاجی به مجلس میرفت و بالعکس.
کل رای این دو عزیز از یک طیف بود که نصف شد.
قدر سرمایههای شهر خود را بدانیم. در تمام حوزهها، سیاست، فرهنگ، هنر، علم، ورزش و ثروتمندانی که سرمایهگذار هستند.
با دوست داشتن هم میتوانیم شهر را آباد کنیم نه تخریب یکدیگر
به به بنازم به این بیانتون تو روز روشن داره دروغ میگیدوست عزیز مشکینی کاش شورای نگهبانت اجازه میداد میگفتم اقای زینالعابدین تو شهر و پیش مردم چه رای بزرگی داره حیف که فعلا طناب دست شماست ولی خدا را شکر مردم بیدارنند
مشک ان است که خود ببوید،نه انکه عطار بکوید….
اقای مشکینی !شما از طرف مردم مشکین و حومه برای حرف زدن و اعلام نظر وکالت دارید؟حتما ندارید به شما همشهری و یا هم نوع خودم توصیه می نمایم تنها و تنها در باره هرکسی یا چیزی نظر خودتان را بیان فرمایید.بنده به عنوان یک مشکین شهری هم دوست حاج علی هستم و هم با ایشان در مورد مسایل سیاسی دیدگاهمان به همدیگر نزدیک می باشد.با استناد به فرمایشات شما حمایت حاج علی از اسدی حتما موثر بوده که ایشاندر انتخابات پیروز شدند.به نظر شما حاج علی در ان انتخابات از چه کسی باید حمایت می کرد؟تا شما دلخوش می شدید
ضمنا اکر شماها وکیل و صی مردم مشکین هستید بفرمایید حکم تان را نشان مردم دهید،جطور شما ها وقتی نظر می دهید سخن تان مال مردم و از سوی مردم است ولی وقتی مردم بخواهند حرف بزنند محکومشان می کنید،دل توده مردم مملو از فرهیختکانی است که هییییج خبر ندارید.
من.شماها و یا مردم نیستم و وکیل وصی مردم هم نمی باشم .مردم نیازی به قیم و یا مشابه ان ندارد.من جرات و عرضه محکوم کردن مردم را هم ندارم.من به سوال تو پاسخ دادم اگر توان پاسخ دادن سوال مرا دارید باز هم می پرسم به نظر تو حاج علی در ان انتخابات از چه کسی باید حمایت می کرد؟تا شما دلخوش می شدید